گل صدبرگ: داستان های شیرین پیامبر مهربانی برای کودکان و نوجوانان صفحه 112

صفحه 112

گربه گرسنه

گربه گرسنه

گربه خوش رنگ زمین را بو می­کرد و دور حیاط می­چرخید. حیوانی بسیار گرسنه بود و می­خواست هر طور شده غذایی لذیذ و دلچسب گیر بیاورد و گرسنگی­اش را برطرف کند. چشمش به ظرفی افتاد که گوشه حیاط بود. پیامبر داخل آن کمی غذا ریخته بود تا گربه از آن بخورد. نزدیک­تر رفت. داخل آن را نگاه کرد. مقداری گوشت و استخوان بود. لبه ظرف کمی بلند بود و جثه گربه، کوچک. حیوانکی نمی­توانست به راحتی غذا بخورد. پیامبر داخل خانه بود. گربه را دید. بیرون آمد و کنار او رفت. با مهربانی، ظرف را کج کرد. چشم­های گربه برق زد. دهانش را داخل برد و غذای دلچسبش را تا آخر نوش جان کرد.(1)


1- سنن النبی صلی الله علیه و آله، ص 243، ح 221.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه