گل صدبرگ: داستان های شیرین پیامبر مهربانی برای کودکان و نوجوانان صفحه 38

صفحه 38

دعا برای دخترک

دعا برای دخترک

نوزاد ناز در بغل بابا مثل غنچه گل سرخ تاب می­خورد و می­خندید. نزدیک خانه پیامبر رسیدند. در زدند. پیامبر در را باز کرد و از دیدن آنها شاد شد.

مرد گفت: «ای پیامبر خدا! دخترم را آورده­ام تا برایش دعا کنید.» پیامبر با مهربانی آنها را داخل برد و به اتاق خود راهنمایی کرد. مرد نوزاد نازش را نزدیک پیامبر آورد. پیامبر دست­های گرمش را باز کرد. مرد، نوزادش را روی دست­های پر مهر پیامبر گذاشت. پیامبر نوزاد را در آغوش گرفت. برایش لبخند زد. او را بوسید و در روی پای خود نشاند. نوزاد ناز با چشم­های ریزش که مثل چشم­های گنجشک بود، به پیامبر نگاه می­کرد. پیامبر، دست خود را آرام روی سرش گذاشت و برایش دعا کرد. نوزاد ناز دست­هایش را مثل بال­های بلبل تکان می­داد و می­خندید.(1)


1- محمدعلی چنارانی، رفتار پیامبر با کودکان و نوجوانان، ص 33، به نقل از: مجمع الزوائد، ج 9، ص 266.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه