آینه ایام : ایام در آینه آیات، روایات، تاریخ، اشعار و نکات ویژه مدیران و فرماندهان صفحه 302

صفحه 302

ص:309

1- 673. سوره مبارکه انعام، آیه 25.

2- 674. وسائل الشیعه 1: 97.

عاقبت قرآن خوان بی تقوا

در یکی از شبها امیرالمؤمنین علیه السلام از مسجد کوفه به سوی منزل خود حرکت کرد. کمیل بن زیاد که از یاران خوب آن حضرت بود امام را همراهی می نمود. گذرشان از کنارِ خانه مردی افتاد که صدایِ قرآن خواندنش بلند بود و این آیه را «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِداً وَقَائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» (1) با صدای دلنشین و زیبا می خواند. کمیل از حال معنوی این مرد بسیار لذّت برد و در دل بر او آفرین گفت. بدون آنکه سخنی در زبان بگوید.

حضرت به حال کمیل متوجّه شد و رو به او کرد و فرمود:

ای کمیل! صدای قرآن خواندنِ او تو را گول نزد زیرا او اهل دوزخ است (چه بسا قرآن خوانی هست که قرآن بر او لعنت می کند) و بزودی آنچه را که گفتم به تو آشکار خواهم کرد!

کمیل از این مسئله متحیّر ماند، نخست اینکه امام علیه السلام به زودی از فکر و نیّتِ او آگاه گشت، دیگر اینکه فرمود: این مرد با آن حالِ روحانی اش اهلِ دوزخ است.

مدّتی گذشت. حادثه گروه خوارج پیش آمد و کارشان به آنجا رسید که در مقابل امیرالمؤمنین ایستادند و علی علیه السلام با آنان جنگید در حالی که حافظ قرآن بودند.

پس از پایانِ جنگ که سرهایِ آن طغیان گران کافر بر زمین ریخته بود، امیرالمؤمنین علیه السلام رو به کمیل کرد در حالی که شمشیری که هنوز خود از آن می چکید در دست داشت، نوک آن را به یکی از آن سرها گذاشت و فرمود: ای کمیل! این همان شخصی است که در آن شب قرآن می خواند و از حال او در تعجّب فرو رفتی. آنگاه کمیل حضرت را بوسید و استغفار کرد.(2)

پیغام دوست

مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغام دوست

تا کنم جان از سر رغبت فدایِ نامِ دوست

حافظ

* یوم خوارج؛ روزی که امیرالمؤمنین سلام اللَّه علیه، شمشیر را کشید و این فاسد ها را، این غده های سرطانی را دور کرد، این هم یوم اللَّه بود.(3)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه