حذف قوامالسلطنه بود. قوامالسلطنه،هم برای احمدشاه و هم نیرو های سیاسی مستقل (همچون آیت الله سیدحسن مدرس) تنها جایگزین برای مشیرالدوله بود. رضا خان با طراحی نقش های، قوامالسلطنه را متهم به ترور خود کرد و پس از دستگیری، او را از ایران تبعید نمود. با حذف قوامالسلطنه، مشیرالدوله یقین کرد که هدف بعدی رضا خان خود اوست. از این رو، بیآنکه زحمت رویارویی سیاسی با رضا خان را به جان بخرد، استعفا داد. در این مقطع، رضا خان چنان سیطر های پیدا کرده بود که با یک تهدید، احمدشاه را وادار نماید حکم رئیسالوزرائی او را صادر کند.
احمدشاه در چند ماه منتهی به این رخداد، تلاش کرده بود با جلبنظر روسها، از قدرت فزاینده رضا خان بکاهد. او در محافل خصوصی، رضا خان را «نوکر انگلیس» توصیف میکرد، و گمان نمیبرد روسیه شوروی در نَردِ سیاسی ایران، او را فدای رضا خان کند؛ اما این اتفاق افتاد و آخرین پادشاه قاجار، در کمال حیرت، خاک ایران را برای همیشه ترک کرد.
روسها، پس از اطمینان از گرفتن امتیازات سیاسی و اقتصادی، در واقع دست انگلیس را برای به قدرت رساندن رضا خان بازگذاشتند. از آن جمله بود: ورود چند وزیر سوسیالیست به کابینه رضا خان، اعطای امتیاز نفت شمال به کمپانی سینکلر، گسیل تعدادی نماینده همسو به مجلس شورای ملی، و آزادی عمل سیاسی در مناطق شمالی کشور، به خصوص گیلان و مازندران.
بیشتر تحولات سیاسی این سال در دوره فترت مجلس صورت گرفت، اما آخرین تیر رضا خان که همانا ساقط کردن رژیم سیاسی ایران (سلطنت) و برپایی نظام جمهوری بود، بدون مجلس امکان نداشت؛ از این رو پس از تشکیل کابینه، اقدام به گشایش هر چه زودتر مجلس پنجم کرد. از نظر رضا خان، همه چیز برای تغییر سلطنت و رئیسجمهور شدن خود، مهیا بود. او نخستین روز سال ١٣٠٣ را برای اجرای به ظاهر قانونی این تصمیمات نشانهگذاری کرده بود. در این دوره، مأموریت اصلی قشون، اجرای دستور هایی بود که برای پایان دادن به عمر سلطنت قاجار دریافت میکرد. مدیران اغلب روزنامه ها که پیش از این توسط رضا خان مرعوب یا مورد حمایت قرار گرفته بودند، در کنار قشون، ابزار اصلی این تحول بودند. جراید، هر آن چه در چنته داشتند علیه خاندان قاجار به کار گرفتند. در طول ماه های بهمن و اسفند، مقاله های آتشین علیه احمدشاه فراوان درج شد. روزنامه های کوشش، ستاره ایران و شفق سرخ، از فعالترین نشریه ها بودند. آنها احمدشاه را بازمانده سلسل های فاسد، که اینک کاری جز عیاشی در اروپا ندارد، به خوانندگان خود معرفی مینمودند.
همزمان، رضا خان، ناجی ایران، دیکتاتور عادل، و نادر و ناپلئون توصیف میشد. رضا خان هیأتی را نیز راهی اروپا کرد تا مقالاتی علیه احمدشاه در جراید آن کشورها به چاپ برسانند. این هیأت را زینالعابدین رهنما، مدیر روزنامه ایران، همراهی میکرد. آنها در کار خود موفق بودند. شاید با تلاش همین گروه بود که عکسی از احمدشاه در لباس فرنگی و در کنار زنی فرانسوی، به ایران رسید و در جراید داخلی چاپ شد. این عکس در سراسر کشور نیز توزیع و دستمایه استهزاء شاه قاجار و حملات بیشتر علیه او گردید. مأموریت اصلی امرای قشون، سازماندهی گروه هایی از مردم هر شهر برای تحصن در تلگراف خانه ها و ارسال تلگرام های متعدد به مرکز بود. آنها تظاهرات ساختگی فراوانی را علیه سلطنت و برپایی جمهوری سر و سامان دادند. این اقدامات معمولاً تحت نظارت کمیته های جمهوریخواهی که توسط قشون تأسیس شده بود انجام میگرفت. مخاطب تلگرامها، مجلس شورای ملی بود؛ و آن چه در آنها مورد تأکید قرار میگرفت، لغو سلطنت و تأسیس رژیم سیاسی جمهوری بود.
رضا خان میدانست که نیروی روحانیت، اصلیترین عامل بازدارنده در رسیدن به هدف خود است؛