شنبه
٢ خرداد ١٣٠٤
9275
٢٩ شوال ١٣٤٣
حمله ترکمنها به نوذرآباد
به گزارش سلطان حسین خان آشوبی، رئیس نظامیان ساری و اشرف (بهشهر)، عد های از ترکمنها به نوذرآباد حمله کرده و پس از زدوخورد، فرار کرده، اما یک لتکا (قایق) به دست نظامیان میافتد. همچنین به گزارش سلطانحسین خان مهاجر، رئیس نظامیان آمل و مشهدسر (بابلسر)، هفت لتکا در برابر فریدونکنار قرار داشتند و درصدد حمله بودند. یکی از آنها که برای جاسوسی به ساحل نزدیک شده بود، به دام نظامیان میافتد.(1)
پرسش های فرمانده لشکر شرق از رضا خان
در پی دستور رضا خان به سرتیپ جانمحمد خان، فرمانده لشکر شرق، برای ارائه نقشه سرکوب ترکمنها، وی با طرح سئوالاتی، نقشه ن هایی را منوط به اطلاع از این پاسخها دانست؛ تیپ شمال چه عملیاتی را علیه ترکمنها میتواند انجام دهد؟ آیا قادر به ایجاد پست های مرزی از حسن قلی یا قلعه چاتلی هست تا از عبور ترکمنها به خاک روسیه جلوگیری کند؟ آیا با ٣١٠٠ نیروی موجود، اعم از محلی، اعزامی و لشکر شرق، کار ترکمنها در سال جاری باید یکسره شود؟ آیا باید برای سرکوب آنان وارد ترکمن صحرا شد؟ وی در پایان پیشنهاد کرد فرمانده تیپ شمال و خود او به تهران احضار شوند و نقشه ن هایی در آنجا ریخته شود.(2)
سوءظن به تلگرافچی بجنورد
سرتیپ جانمحمد خان، از قول نایب سرهنگ ایرج خان به رضا خان نوشت که رئیس تلگراف خانه بجنورد محل سوءظن است. «به رئیس تلگراف ایالتی مشهد امر شد یک نفر تلگرافچی عامل که طرف اعتماد باشد تعیین و به محل مذکور عزیمت نماید.»(3)
ضرورت ادامه خدمت سواران محلی
فرمانده لشکر شرق ضرورت ادامه خدمت ٤٠٠ سوار محلی قوچان را که برای مقابله با تهاجمات ترکمنها استخدام شدهاند، به اطلاع رضا خان رساند و درخواست کرد با توجه به موقعیت منطقه تا اوایل پاییز از وجود آنها استفاده شود.(4)
فرماندهی غیرمتمرکز نیرو های اعزامی
وزارت جنگ با ارسال تلگرامی به فرمانده لشکر شرق گفت که غیر از نیرو های اعزامی از مرکز به مشهد که با خودرو آمدهاند، بقیه قوای اعزامی که در شاهرود مستقر میشوند، از آن لشکر دستور نخواهند گرفت. آنان تحت امر مرکز خواهند بود.(5)
درگیری با ترکمنها در قصر قجر
به گزارش نایب سرهنگ ایرج خان، نظامیان در دو فرسخ و نیمی بجنورد، در ناحی های به نام «کلاته قصر قاجار» [قصر قجر] با ترکمنها درگیر شدند و «پس از یک ساعت جنگ و وارد کردن چندین تلفات به دشمن و اخذ پنج قبضه تفنگ مقتولین، و یک رأس اسب، جنگ متارکه میگردد.» وی افزود که طرف مقابل در قصر قجر موضع گرفته و طبق اخبار رسیده، به تعدادشان افزوده میشود.(6)
دستور عزیمت به استرآباد
رضا خان به سرتیپ محمدحسین آیرم که برای سرکشی به پست های نظامی سواحل به مازندران رفته است دستور داد پس از انتظام سواحل به استرآباد رفته، زمینه عملیات را علیه سرکوب ترکمنها فراهم کند. در این تلگرام رضا خان ضرورت تبلیغات در ترکمنصحرا را یادآور شد که «به آنها حالی نمایند که به هیچوجه مجبور به تبعیت اشرار نیستند؛ به علاوه راجع به مرام بلشویزم نیز بایستی مبلغین به فرداً فرد آنها بفهمانند که این مسلک به کلی برخلاف تدین و آزادی بوده و عمال کمونیستی فقط برای اجرای نظریات سوء خود میخواهند با این اظهارات و تبلیغات، آن حدود را در چنگال خود نگاه دارند.»(7)
گزارشی تفصیلی از موقعیت ترکمنها
گزارش بلندی از تاریخچه تحرکات ترکمنها و موقعیت فعلی آنان در کابینه ریاست وزراء تهیه شد که بنا به اهمیت آن در پاورقی میآید.(8)
صدور مجوز مورد درخواست انگلیس برای مرتضیقلی خان
رضا خان امروز به خواست سفارت انگلیس مجوزی برای مرتضیقلی خان بختیاری [همپیمان شیخ خزعل] فرستاد و نیز به سفارت یادشده اطلاع داد: «به مستر هاوارد [از مأموران عالیرتبه سفارت] بگویید جواز مرتضیقلی خان را که خواسته بودید فرستادم.»(9)
مشورت وزارت جنگ با امیرلشکر جنوب
در پی ارسال نام های از سفارت انگلیس به وزارت جنگ درباره پرداخت خسارت توسط ضاربین مهندس رابرت به وی، موضوع به محمود آیرم، امیرلشکر جنوب، منعکس شد. «سفارت انگلیس اظهار میدارد اگر جریمه نقدی از آنها گرفته و به رابرت داده شود از اعدام اصلح است.» از امیرلشکر جنوب خواسته شد ضمن تحقیق، اظهارنظر نماید.(10) (ر.ک: ١٤ خرداد)
درباره خانباز عرب
محمود آیرم، امیرلشکر جنوب، با ارسال نام های به رضا خان از موقعیت خانباز عرب، از سران ایل عرب در فارس،(11)نوشت و گفت که چهار سال است در اطراف جهرم و کازرون مشغول «شرارت و دزدی و راهزنی» است. امنیت آن منطقه به هم خورده و از طرف تجار و اهالی شکایت هایی رسیده است. وی افزود بارها میرزاابراهیم خان قوامالملک با او درگیر شده، اما هر بار ضمن شکست دادن قوام، فرار کرده است. دستور دستگیری خانباز عرب و تسلیم او به قشون داده شده است.(12)
انتظار سرتیپ شیبانی برای رسیدن رسید
سرتیپ حبیب الله شیبانی، سرپرست نظامیان اعزامی به فرانسه، که در حال بازگشت به ایران است، بار دیگر از وزارت جنگ خواست که صورت حساب مخارج او را تسویه کرده، به اطلاع برسانند. به اطلاع شیبانی رسید که حساب های او اشکالی ندارد.
1- اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، س ١٣٠٤، پ ١٤، ص ٢٤٨.
2- همان، صص ٣٢٧ تا ٣٢٩.
3- همان، ص ٣٢٦.
4- همان، ص ٣١٥. وزارت جنگ به اداره مالیه دستور داد حقوق چهارصد سوار قوچانی تحت امر لشکر شرق تا ماه دوم پاییز تأمین شود. (همان، ص ٣١٤)
5- همان، ص ٣٧٠.
6- همان، س ١٣٠٤، پ ١٥، ص ٥٣.
7- همان، صص ١ تا ٣.
8- همان، صص ٤ تا ٧. «مقام منیع ریاست وزراء عظام دامت عظمته. طوایف ترکمن ایران که از استرآباد تا حدود سرخس اقامت دارند طوایف شرور و وحشی میباشند که از ازمنه قدیمه، ایرانیان با آنها در زدوخورد بوده چندین مرتبه از طرف دولت ایران برای سرکوبی آنها که همیشه اسباب ناامنی راه خراسان و حدود استرآباد و شاهرود بودند قشونکشی شده؛ فقط اقدام مؤثری در زمان عباسمیرزا نایبالسلطنه در تنبیه آنها شده است. دولت روس بعد از تصرف ترکستان مساعی زیاد نظامی به کار برده تا اینکه توانست ترکمن های روسیه را مطیع و تحت نظم درآورد، ولی از طرف ایران هیچوقت اقدام اساسی در تنکیل و سرکوبی آنها به عمل نیامده و میتوان گفت که پیوسته یک قسمت مهمی از شمال شرقی ایران معرض تاخت و تاز ترکمنها بوده و به واسطه تعصب مذهبی قتل و غارت نموده، ایرانیان شیعه مذهب را به اسارت میبردند. در اواخر سلطنت محمدشاه (١٨٤٠-١٨٣٦) دولت ایران برای اینکه از شر ترکمنها ایمن باشد از دولت روس تقاضا مینماید که یک کشتی جنگی برای تعقیب دزدان دریایی ترکمن اعزام دارند. روسها هم این تقاضا را استقبال نموده، عوض یک کشتی دو کشتی اعزام و جزیره آشوراده را که در خلیج استرآباد واقع است تصرف و اشغال مینمایند و به انداز های که سیاست روسیه اقتضا مینمود در کار ترکمن و امنیت آن حدود اقدام مینمودند و همیشه به واسطه نفوذی که در میان ترکمن پیدا کرده بودند مترصد موقع مناسبی برای الحاق آن به روسیه بودند؛ چنان که در زمان ناصرالدینشاه سرخس معروف به کهنه را که مال ایران بود ضبط نمودند. این وضعیت و سیاست روسیه ادامه داشت تا زمان انقلاب روسیه ١٣٣٥[ق]. بعد از آنکه قشون روس از ایران مراجعت کرد در سنه ١٣٣٧[ق] دولت ایران به خیال تصرف سرخس روس معروف به سرخس کهنه افتاد و قوایی هم از طرف ایالت خراسان به آنجا اعزام گردید و چون ترکمنها هم مایل به دولت ایران بودند والی خراسان آنجا را تصرف نمود. بعد از امضاء شدن عهدنامه روس و ایران تمام عهود سابق لغو و مطابق فصل سوم عهدنامه روسها جزیره آشوراده و فیروزه را به ایران واگذار و دولت ایران هم مالکیت روسیه را در سرخس تصدیق کرد. از سه سال به این طرف شرارت ترکمنها روز به روز رو به تزاید گذارده، مکرر شاهرود را تهدید و سواحل مازندران و استرآباد و اطراف بجنورد را غارت کردهاند و مطابق صورتی که تلواً از لحاظ مبارک میگذرد در عرض این سه سال متجاوز از ٢٠ دفعه حمله سخت به اطراف آوردهاند و از قتل و غارت و هتک نوامیس فروگذار ننمودهاند. اگر چنانکه به دوسیه های شرارت تراکمه که در وزارت داخله و جنگ و خارجه و مجلس شورای ملی موجود است نظری انداخته شود کمتر موقعی بوده است که شرارتی از تراکمه نسبت به اهالی ایران سر نزده باشد. در هر موقع آنچه وظیفه دولت بوده در سرکوبی ترکمنها اقدام شده است، متأسفانه اخیراً از تمرکز قوای دولت در خوزستان که بالطبع مقداری از قوای شمال به جنوب انتقال یافت استفاده کرده به تجری و شرارت خود افزوده و حملات شدیدتری با دسته های مهمی طرف بجنورد و استرآباد نموده مشغول زد و خورد و هفته و روز به روز دایره تجاوزات ترکمنها وسعت پیدا میکند. مطابق راپرت هایی که از ابتدای ١٣٠٠[ش] که مصادف با ابتدای روابط با حکومت شوروی روسیه است از کلیه مأمورین ایران در استرآباد و بندرجز رسیده از قبیل مأمورین نظامی و کارگزار و حکومت مشعر به تحریک و تبلیغ روسها میباشد که به توسط مأمورین قونسولگری در بندرجز و صحرای تراکمه مشغول پروپاگاندا بودهاند. مؤسسات تجارتی آنها هم عامل بزرگی برای نیل این مقصود میباشد. راپرت های ١٣٠١[ش] مسافرت های پیدرپی قونسول روس را به بندرجز و گمشتپه و صحرای تراکمه حاکی میباشند. عملیات روسها بین تراکمه در ضمن یک فقره راپرت تلگرافی رئیس تیپ شمال به مقام منیع حضرت اشرف دامت عظمته کاملاً تشریح گردیده است و راپرت های واصله از کارگزاریها مشعر بر این است که روسها چند نفر را که عبارت از یونس غفارزاده، رضازاده، و انّا خان ترکمن، رعایای ایران باشند به سمت اگنطی انتخاب و آنها مشغول تبلیغ مرام کمونیستی میباشند. وزارت امور خارجه در طهران به سفارت روس پروتست کرده و سفارت روس تکذیب نموده در صورتی که کارگزار بندرجز صریحاً مینویسد که تکذیب سفارت مبنی بر حقیقت نبوده و انّا خان ترکمن مهر رسمی دولتی روس را تهیه نموده و به ترکمنها اظهار کرده است که هر کس به روسیه مسافرت نماید باید به اجازه مشارالیه باشد. راپرت هایی که بعد رسیدهاند جملگی ادامه عملیات و تبلیغات روسها را در مازندران و استرآباد تأیید و در ٢١ جوزای ١٣٠٢ نمره ٩٤ و ٣ سرطان نمره ١٢١ و ١٣ سرطان نمره ١٣٦ راپرت های جالب توجهی از کارگزاری بندرجز به وزارت امور خارجه رسیده است که کلیه اقدامات روسها را در صحرای ترکمن و ملاقات با رؤسای آنها و مذاکره با عثمان آخوند را شرح میدهد. در یکی از راپرت های فوقالذکر دیده میشود که قونسول روس اظهار داشته که هر کس با تصدیق انّا خان، وکیل تراکمه، به بادکوبه برود اسلحه داده خواهد شد و ترکمنها را نصیحت کرده است که به حکومت استرآباد مراجعه نموده اظهار دارند که با ماهی ده تومان حاضرند به خدمت دولت ایران پذیرفته شوند و دولت روس ماهی شش تومان به هر نفری خواهد داد که مجموعاً ماهی ١٦ تومان عاید هر سوار ترکمن بشود. مقصود روسها از این اقدام این بوده عده مهمی از تراکمه که داخل خدمت ایران میشوند در استرآباد حضور داشته باشند که در موقع حمله و هجوم تراکمه صحرا آنها هم از استرآباد شروع به اقدام نمایند. کارگزار بندرجز در ضمن یکی از راپرت های خود اشاره به تبلیغات و اقدامات تجارت خانه های روس مینماید و مخصوصاً از نماینده نفط و پنبه اسم میبرد. اطلاعات خارجی هم مداخله تجارت خانه ها را در امور سیاسی تأیید مینماید. ترتیب مداخله آنها هم این است که در سنه ماضیه قریب ٨٥٠٠٠ پوط تخم پنبه مجاناً به رعایا داده و قراردادی بستهاند که محصول خود را در تحت شروط معینی به روسها واگذار نمایند. ظاهر این عمل ساده و تجارتی، ولی به واسطه ارتباطی که مستقیماً مأمورین روسی با رعایا پیدا میکنند از هیچ تبلیغ و تحریکی خودداری نمینمایند. حکومت استرآباد در ضمن راپرت تلگرافی خود به وزارت داخله اشعار میدارد که ترکمنها با زبان ساده اظهار میدارند که قنسول روس به آنها میگوید ما به شما اسلحه میدهیم که قیام نموده، حکومت مستقلی تشکیل و الحاق خود را به جمهوری ترکمن روسیه اعلام دارید. کلیه راپرت های واصله در عرض سال ١٣٠٢ حاکی از فعالیت های روسها در تحریک ترکمنها برای تقاضای استقلال میباشد. در این سال شروع به انتشار اوراق راجع به مرام کمونیستی در میان ترکمن و حمل اسلحه نمودهاند. مقداری از این اوراق در بندرجز از طرف اداره گمرک ضبط و چند فقره از آنها به وزارت امور خارجه رسیده است که عیناً در دوسیه ضبط است. این اوراق عبارت از اوراق صورتی راجع به انقلاب و کتابچه های کوچک به فارسی و ترکی ترکمنی فوقالعاده مهم و جالب توجه میباشند. در این کتابچه ها از بالشویزم و کمونیزم با یک ترتیب عوامفریبانه صحبت میکند. مخصوصاً در یکی از این کتابچه ها که به فارسی نوشته شده است جمهوریت اسلام را با مسلک بالشویکی مقایسه و موافق قلمداد میکند. در خاتمه نتیجه که میگیرد عبارت از دعوت مردم به بالشویزم و قبول حکومت بالشویکی روسیه است. یکی دیگر از این کتابچه ها که در تحت عنوان حکومت شوروی چیست؟ «کمونیزم چیست؟» و به زبان فارسی چاپ شده انواع حکومت های دموکراتیک دنیا را طرف حمله قرار داده و مسلک بالشویزم را تنها آزادی و علاج درد دهقانان و فقرا قرار میدهد. در سنه ١٣٠٣ شمسی هم راپرت های واصله ادامه عملیات روسها را اشعار و نایبالحکومه بندرجز در طی یک فقره راپرت خود آمدن کشتی روسها را به گمشتپه و توزیع اسلحه را به ترکمنها خبر میدهد. کارگزار بندرجز در ضمن راپرت خود مورخ ٢٩ سنبله نمره (١٢١) عین کاغذ رئیس گمرک گمشتپه را ارسال داشته است. در این راپرت قضیه جمهوریت ترکمنها و اعزام انّا خان ترکمن تبعه ایران به مسکو برای طلب کمک و اسلحه نوشته شده است. مطابق راپرت های مهمی که در این سنه از جنرال قونسولگری ایران در ترکستان رسیده معلوم میشود که روسها نقشه وسیعی در باب آسیای وسطی دارند. برای نیل به این مقصود به خیال تشکیل جمهوری های کوچک مطابق مرام بالشویکی در آسیا میباشند که مرکز اقدامات آنها در کلیه آسیا باشد افتادهاند از قبیل جمهوری ترکمن، جمهوری ازبکستان، جمهوری قرقیز، جمهوری تاجیک، جمهوری قزاق. مرکز جمهوری های فوقالذکر را ترکمنستان و مرکز جمهوری ترکمنستان، عشقآباد قرار دادهاند و دائماً ترکمن های ایران را که هم خاک و هم مذهب و هم زبان با این جمهوری میباشند دعوت به اعلان جمهوریت و الحاق خود به جمهوری ترکمنستان مینمایند. عاملین مهم روسها برای تحریکات در صحرا عثمان آخوند و انا خان با چند نفر دیگر میباشند که در درجه دوم واقع میباشند. یکی از وسایل و بهانه های قونسول روس مقیم استرآباد [که] به بندرجز سرکشی [میکند] مایاق میباشد. مایاق تقریباً به منزله فانوس دریایی است که روسها بدون اجازه و اذن دولت ایران در بندرجز نصب نمودهاند و یک کشتی بزرگ هم موسوم به بارچ در آنجا نگاهداشتهاند. کارگزار بندرجز راپرت هایی فرستاده و وجود اینها را مضر و اشعار داشته است که وسیله تسلیم اسلحه و رفتن روسها به صحرا میباشند. مطابق تلگراف رمز اخیر کارگزار مشهد، ترکمن های ایران به شیخ جنید که سال قبل به ایران پناه آورده بود کاغذ نوشته و او را که در خیوه است به ریاست خودشان دعوت نمودهاند. کارگزار در این تلگراف اظهار میدارد که حملات اخیر ترکمنها کاملاً مبنی بر تحریک روسهاست. در خاتمه برای مزید استحضار خاطر مبارک معروض میدارد که چند نفر ترک «عثمانی» هم به گمشتپه آمده و از چندی به این طرف اقداماتی که بیشتر بر ضد روسها بوده مینموده و چون اخیراً در وزارت امور خارجه راپرت جامعی در این موضوع تهیه شده است لهذا عین آن را ضمیمه مینماید که از لحاظ مبارک بگذرد. یک فقره ترجمه از روزنامه ینکی قفقاز را هم که راجع به مقاصد روسها در خصوص ترکمن های ایران میباشد با صورتی از نقشه جمهوریت های ترکستان تلواً تقدیم مینماید.» (همانجا)
9- بهبودی و...، همان، ص ٢٣٩.
10- اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، س ١٣٠٤، پ ٦، ص ١٩٤. امیرلشکر جنوب دو روز بعد پاسخ داد که رابرت کاملاً سالم است و کسالتی از بابت زخم وارد شده ندارد. «در این صورت تقاضای سفارت مشارالیه چه صورتی خواهد داشت؟» (همان، ص ١٩٣) وزارت جنگ پس از دریافت این جواب، با وزارت امور خارجه مشورت میکند. وزیر امور خارجه گفت که مسئله را با شارژدافر سفارت انگلیس در میان گذاشته و از او شنیده است که ریاست وزراء (رضا خان) «وعده فرموده بودند که راجع به پرداخت مبلغی به رابرت دستورالعمل خواهند فرمود که ترتیبی برای ظاهر کار اتخاذ نموده و از طرف رئیس قشون آنجا پیشنهاد شود که امر به پرداخت فرمایند. ولی چون دستوری صادر نشده، قونسول که در بوشهر مذاکره کرده این طور جواب دادهاند.» (همان، ص ١٩٢)
11- ایل عرب که از ایلات خمسه ناحیه فارس است، احتمالاً همراه قوای مسلمانان برای تسخیر ایران، وارد کشور شده و در ناحیه فارس اقامت کردند. اینانلو، بهارلو، نفر، عرب و باصری، پنج ایلی هستند که به فرمان ناصرالدینشاه در منطقه فارس تشکیل شد و ایلات خمسه نام گرفت. اهالی اینانلو، بهارلو و نفر، ترک هستند و اهالی ایل باصری، فارس. ابراهیم خان قوامالملک، آخرین سرپرست ایلات خمسه بود.
12- اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، س ١٣٠٤، پ ٦، صص ٣٠٤ و ٣٠٥.