فصلنامه اشارات - شماره 101 صفحه 70

صفحه 70

ص:69

دست های توبه کارم را بگیر!

پروردگارا! من عذرخواه تمام گذشته های غفلت خویشم؛ گذشته هایی که مغرور و متکی به رحمت تو، دست در دست ابلیس می گذاشتم و از تو دور می شدم؛ گذشته های عصیان و سرپیچی که همه از غفلت و نسیان من بال و پر می گرفت و مرا در پیشگاه لطف تو، گستاخ تر می کرد.

در این شب معصوم، این سرآغاز دوباره تقدیر، تو را سوگند به بلندایِ قدری که بر قامت این شب دوخته ای، دست های توبه کارم را مستجاب کن و بار دیگر، در مغفرتی مقدر، یاورم باش تا خود را از سر بگیرم.

در شب تقدیر

برهنه ام؛ برهنه از تمام نیکی ها و بی گناهی ها. زیر سقف بلندِ این شب، این شبِ آرزومندی، نشسته ام و سجاده ساکتم را فرمانروای دلم کرده ام... .

اشک هایم آن قدر بی قرارند که دست بردارِ سجده های طولانی نیستند.

باید امشب خود را از این بغض های تلنبار قدیمی رها کنم! باید تکلیف تقدیرم را با اشک های پشیمان و عذرخواه، به زلالی رقم بزنم.

از آن بالا به این «العفوِ» قرآن به سر، به این «الغوث» نفس بریده، مهربان تر نگاه کن تا سرنوشت پیش رویم به یُمن عنایت امشبت سربلند شود.

مرا بپذیر!

خدا پیش رویم نشسته و بغض های یتیمم را به دامن گرفته است. آه، محبوبِ ازل تا ابدِ من! از تو جز خودت هیچ نمی خواهم. نزدیکِ من بمان؛ نگذار که در بیراهه ها، دست هایم از دستِ هدایت تو  رها شود.

مثل همین امشبِ استجابت، مثل همین لیله القدر وصال، همیشه دعاهایم را به آغوش قبول خویش بگیر و مرا پذیرا باش.

«وَافعَل بِی مَا أَنتَ أَهلُه وَ لا تَفعَل بِی ما أنا أهلُهُ»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه