شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 125

صفحه 125

ص:124

کاش تبعید نشوی!

فاطمه پهلوان علی آقا

عطر واژه های نابت، جان ها را سیراب می کند و اشتیاق ها را لبریز.

بهار کاغذی دست های تو، بوستان ها و گلستان های سرسبز را پیش کش فصل های جاودانه می کند و کهکشان ستاره های روشنت، پیوسته به سوی چشم ها، چشمک می زند.

پاهای زمینی، با بال های سفید اوراقت، پرواز را بر بلندای آسمان ها تجربه می کند و تشویش تنهایی ها، در دستان واژه های آرام بخشت، آرام می گیرد.

تبعید کردن به قفسه های تنگ و غبارگرفته سرزمین نادانی، بزرگ ترین شقاوتی است که در حقت روا می دارند.

کاش قدر خاموشی و سکوت هزارتویت را بیشتر بدانند!

معلم همیشگی

معصومه زارع

تو، همیشگی ترین معلمی که مرا سراپا چشم می خواهی تا حرف های دلت را بشنوم و جوهره کلامت را دریابم. پس مقابل چشم های مشتاق و ذهن منتظرم، تو را می گشایم و چه لحظات زیبایی است برای من که واژه واژه های تو را به چشم می نشانم و تو که احساس بی نظیر فهمیدن را به دلم  می پاشی!

میراث عالمان

دست عالم، آن گاه که خود را بشناسد خواهد نوشت؛ پس نوشتن، مقدس ترین حالتی است که آفریده می شود و کتاب، شایسته ترین میراثی که از او بر جای می ماند، تا آن گونه که روزی تشنگی خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه