شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 129

صفحه 129

ص:128


1- 1 . مقصود: «مثلّث برمودا»ست؛ که افسانه ای بیش نیست!

در باران آزادی

رزیتا نعمتی

سلام ای بسیجیان! نام شما بر زبانم چشمه ای کاشته است به سوی دریا. نجابت و بی ادعایی شما در ساختن پل های پشت سر، نوید ساختن پل های روبه رو را می دهد. برای گذشتن از خود و حادثه، توفان، نفس نداشت تا صلابت دریایی تان را بشکند. شما که بی هیچ اندیشه هر لحظه برگشت، پا در مسیر دوست گذاشتید، بار ظلمت را چه زیبا از دوش زمانه برداشتید تا امروز، نم نم باران آزادگی، سپیده دم عظمتتان را نظاره کند. پرواز شما تا آسمان آبی هفتم مبارک باد!

مردان سبز قبیله

بسیج، یعنی توفان عشق در جان عاشق و بی باکی دل زدن به دریا.

بسیج، یعنی به تن کردن پیراهنی از شعله در اوج حادثه.

ای مردان سبز قبیله که با بستن پیشانی بندها، قانون شب را شکستید! امروز، روی پاهایی ایستاده ایم که مال شماست. کوه، از هیمنه همتتان حیرت زده است.

شما پیروان راستین فاتح خیبرید و چه زیبا بیرق خونین دل را بر دوش گرفتید و مرزبانانِ این خاک پهناور شدید!

سردارهای صبح، امیران آسمان، ***  در حیرتند آینه ها از صفایتان

خالی شده است جاده دیروز و مانده ایم ***  در حسرت طنین خوش گام هایتان(1)

راهیان نور

شما، راهیان همیشه نورید، به سمت آینه و آفتاب و صبح. امروز خورشید، به تحیّر سر برآورده و  دشت را می نگرد تا در آیینه های حماسه سازتان، خود را بنگرد. شما در نبض تب آلود لحظه ها، در صفوف اول رفتن، داوطلب خونین ترین پایانید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه