شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 33

صفحه 33

ص:32

دریغ از یک زمزمه!

گردهم آمدیم؛ از هر نژاد و مذهب، با اندیشه یگانگی و مهرورزی؛ اما... اما همیشه دستی هست؛ دست هایی هستند که با گل آلود کردن آب، فرصت تنفس را از ماهیان می گیرند.

حالا شعله ها افروخته می شود و خون ها به ناحق ریخته می شود؛ اما فریادرسی نیست.

رنگین پوستان، به مسلخ فراخوانده می شوند؛ بی آنکه آب از آب تکان بخورد.

انسانیت در «گوانتانامو» و «ابوغریب» لگدمال می شود و از صندلی های سازمان ملل متحد، حتی زمزمه ای برنمی خیزد.

قرار بود که نوید عدالت و مهربانی باشیم؛ اما در مقابل همه رنج های بشر تنها به بیانیه های «نباید می شد» بسنده کردیم.

امید که چنین نماند!

«توکز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی»

برای پاسداری از بشر، این همه میکروفن، صندلی و حتی انسان نیازی نیست. برای رعایت انسان، تنها صدایی کافی است که آتش جنگی را خاموش کند.

به این می اندیشم که چگونه می شود حقوق میلیون ها ستمدیده، با رأی تنها پنج نفر، این چنین آسان فراموش شود.

«حق وتو»، یعنی تأمین منافع زورمندان و به خاک سپردن صداهایی که حق زندگی دارند؛ یعنی چون همیشه، مستندان، این جهان بی قانون را به داوری بنشینند. امید که اینچنین نماند!

بنا بود تکیه گاه بی پناهان باشد

باید دستی این همه گره را باز کند.

کسی باید دستگیری کند.

بی عدالتی دارد دنیا را خفه می کند.

این، آرزوی دنیا بود که روزی کسی به دادخواهی اش برخیزد.

دنیا به سوی متمدن شدن می رود. باید این تمدن، بشری را به صعود برساند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه