شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 37

صفحه 37

ص:36

غاصبان قرن برآمده.

بیداری و سربلندی

چراغ های بیداری به دست مقتدر روح اللّه به تجلی درمی آیند و شهر در روشنای شفافی از جنس آگاهی و بینش سوسو می زند. کاپیتولاسیون، چون لکه ننگینی بر دامن رسوا شده استعمار ثبت می شود و مهر شرمگینی و حقارت، تا ابد بر پیشانی مستبدان زورگو نقش می بندد. آن گاه ایران را می بینی که در استقلال و افتخار، زیر بیرق ولایت رهبری چون خمینی، حماسه انقلاب را رقم می زند. تا همیشه این بیرق سربلندی، سبز باد!

ریشه های پوسیده

محمدعلی کعبی

ادامه قهقرایی ماجرادر عمق تاریک سال 1203 هجری شمسی غرق می شود؛ در سال هایی که عنکبوت، بر گوشه گوشه سرزمین آزادگی، تار استعمار تنیده بود؛ در سال هایی که فتحعلی شاه قاجار، نام خود را با ترکمن چای _ که معاهده ای ننگین بود _ گره می زد و با چنگال جهل خود، بخش های قاچ خورده ای از سرزمین آزادگی را که سهم ملتی سرافراز بود، مانند کیک عصرانه، در دهان بشقاب های فرنگی بیگانه قرار می داد.

ریشه سال هایی است که در آن، دیگران در خانه ات حقی فراتر از تو پیدا می کردند؛ سال هایی که اسپانیا، فرانسه، امریکا، آلمان، ایتالیا و انگلیس و چند خفاش دیگر همچون دولت عثمانی، به همراهی شوم سایه ای سیاه به نام کاپیتولاسیون، بر پیکر ترد استقلال و سربلندی ملتی، شروع به وزیدن کرده بودند.

آری، کاپیتولاسیون، ردایی بود که تقدیری نحس در آستین داشت؛ مفهوم شومی که نظام قضاوت  کنسولی را در ضمیر پنهان و سیاه خود می پروراند و تضمینات و امتیازات و مصونیت های قضایی در یک سرزمین را برای اتباع کشورهای بیگانه به همراه می آورد.

سکوت به معنای سقوط بود و بستر کشور ناآرام. تا آنجا که سرانجام، مجلس شورای ملی در سال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه