شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 39

صفحه 39

ص:38


1- 1 . قیصر امین پور

خون خورشید

آتش در شفق زد

مردی از شرق برخاست

آسمان را ورق زد»(1)

نام خمینی، فصل بیداری

محمدکاظم بدرالدین

قرن ما، خوب می داند که تمام برگ های تقویم ستمشاهی، در تیررس یگانه ای آگاه بود. خیانت های ممتدی را که بر نقشه معصوم ایران سایه افکنده بود، قلب آن روشن ضمیر، تاب نمی آورد. او بزرگ مردی از تبار آینه و صداقت بود که تمامی توطئه های پنهان ستم را فاش می کرد. قرن ما خوب می داند سال ها عیاشی بیگانگان در خاک ما، روز به روز کارد را به استخوان ارزش ها می رسانید؛ اما کسی نمی توانست لب بگشاید.

حلقوم های در خفقان، جرئت مبارزه نداشت که ناگهان، از سمت و سوی طلوع، آن ابرمرد بی نظیر با فریاد اعلام خطر برخاست.

نگاه روشن روح خدا، بت های خیالی را می شکست.

تنها نامی که در دوران اختناق پهلوی، ارمغان آور فصول بیداری بود، «خمینی» بود.

رژیم دست نشانده

شاه آمده بود؛ با کابینه ای که کارنامه ای پر از تباهی و تبعیض داشت. این بار با قانون شرم آور «کاپیتولاسیون» از وطن آباد ما، میدان تاخت و تازی برای غربیان می ساخت.

اگر آسیبی از بیگانه ای به زندگان این جغرافیا می رسید، می بایست همچون مردگان خموش و حق دادخواهی را در وطن خویش نداشته باشند!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه