شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 44

صفحه 44

ص:43

وقتی که چشم ها، به برق شمشیرها و سپرهای به غنیمت مانده خیره می شود و سویی برای دیدن نور الهی فرمان رسول صلی الله علیه و آله وسلم، باقی نمی ماند.

آنهایی که می مانند نیز در تلّی از دشنه های تیز کفر، گرفتار می شوند. آنجایی که طغیان پیمان شکنی بیداد می کند، ستون های محکم وفاداری نیز به لرزه در خواهد آمد.

همیشه آنهایی هدف تیرهای زهرآلود کفرند که در راه دفاع از حق و ناحق ستیزی، جام های بلای بیشتری را نوشیده اند. آنجایی که یاران اندک حق، در میان تنگه تنگ مکر دنیا و مال اندوزی احد، پراکنده شوند، تفرقه، حاکم خواهد شد؛ آنجاست که اتحاد کفر قریشی، می تازد و می تازاند، تا دیگر، رمقی برای جان هزار زخم وفاداری و پیمان حمزه ها، باقی نماند.

شیطانی در هیبت یک زن

جگرخواران حق ستیز، تیرهایشان را آب داده اند تا قلب پشتوانه پیامبر را نشانه روند؛ قلبی که با تپش های قلب پیامبر می تپید و در خنکای نسیم اسلام، نفس می کشید.

تیرها نشانه هایشان را برگزیده اند و قرعه نام ها یک به یک به هم افتاده است. «هند»، در آتش کینه و بغض چرک آلود خود، می سوزد. وحشی را اجیر کرده است تا با تکه های جگر حمزه، عموی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، شعله سرکش وجودش را خاموش کند و آنچه در این بازار مکاره شیطانی، بی ارزش مانده است، حقانیت شمشیرهایی است که به فرمان پیامبر، بالا می رود و پایین می آید.

اما افسوس، دستانی که برای یاری حق به پا خاسته اند، در جمع آوری غنایم جنگی، ریسمان خود را شکستند و با این شکست، ویرانی های بی شمار جنگ نیز، بر جان مسلمین نشست.

دریغا که این وانفسای بزرگ، غم بزرگ تری را برای جسم زخمی و روح آزرده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، به ارمغان آورد و حمزه را در سلاخی نگاه های کینه توز کفر، از او ستاند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه