شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 54

صفحه 54

ص:53

خویش را به بازار آورده بودند. اینک پهلوانی به نیابت از دست و پای بسته بت ها و افکار سنگ بسته اعراب و پهلوانی دیگر به نیابت از بالن های معراج اندیشه محمد صلی الله علیه و آله وسلم، به نیابت از بازوان پرتوان توحید. اینک، کوهی از تعصب بشر در برابر دریایی از رونق بازار خدا؛ اینک، علی علیه السلام و این همه نیایش فرشتگان و آنک، «عمرو» و آن همه غرور خودپرستان، اینک پیروزی دستان خدا؛ اینک اسطوره عهدهای بسته آسمان و زمین و اینک افسانه های از نو نوشته بشر و اینک علی علیه السلام، یعنی تمام دین.

امتحان خندق

«أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ؛(1) آیا مردم گمان کرده اند که به خود واگذارده می شوند اگر بگویند ایمان آوردیم و امتحان نمی شوند؟!»

سال پنجم هجری است. سپاه انبوه قریش، با تمام احزاب هم پیمانش در کنار خندق، امیدهای خسته اش را در حوالی تحقق می بیند. خندق، چون نخی، فاصله بین مرگ و حیات شده است. در این میان، خبر پیمان شکنی یهود بنی قریظه، بادهای مسموم را شجاع تر می کند و دیوارهای زندگی در پشت سر، در حال ترک خوردنند. نهال تجدد طلب اسلام، این بار در مقابل توفانی سهمگین ایستاده است و بوی مبهم امتحان، در رگ های هوا جاری است.

و آن گاه که جان ها به گلوگاه برسد

عصیان، به تدریج متولد می شود و ترس، باران جوانه های تردید است.

حالا قلب هایی که تنها در قالب کلمات ایمان آورده اند، به شدت شروع به تپیدن می کنند و وسوسه، مراتع علف های هرزه را می چرد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه