شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 55

صفحه 55

ص:54


1- 1 . عنکبوت: 2.

ناگهان، در یک صف، چه جمعی متفاوت ایستاده اند؛ چهره هایی ماتم زده از اضطراب؛ چهره هایی زرد، و گاه و بی گاه چهره های نورانی آرامش، انگار چیزی شبیه فانوس، در کالبد چهره های آرام است _ «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

غربال امتحان الهی، در یک لحظه نقاب ها را بر می دارد.

«هنگامی که دشمن از سمت بالا و پایین، شما را در میان گرفت و چشم ها خیره شد و جان ها به گلوگاه رسید و به خداوند گمان ها بردید، در اینجا بود که مؤمنان امتحان شدند و به تزلزل سختی دچار گشتند؛ در آن وقت، منافقان و آن کسانی که در دل هاشان مرض بود می گفتند خدا و پیغمبرش جز فریب به ما وعده ای ندادند!»(1)

ایمانی از جنس باور علی علیه السلام

باید برگردم واژگان گوارای نور را دوباره بخوانم. تاریخ را دوباره بخوانم و با قسمتی از آن زندگی کنم!

هر چند در سال پنجم هجری به سر نمی برم و در مقابل، خندق و در پشت سر مدینه ای که در آن آرزوهایم را جا گذاشته باشم، ندارم؛ هر چند بنی قریظه ای نیستند که پیمان شکسته باشند تا کار، سخت تر شود؛ ولی زمان، همان مسیر است و ما در ادامه راهیم. عرصه های تنگ، در انتظارند. چقدر می توانیم به ایمانمان مطمئن باشیم؟ مگر ما در پیش رو، حادثه بزرگ ظهور را نداریم؛ حادثه ای که امید آدینه های دلتنگ ماست و واژه واژه دعای عهد هر صبح؛ آیا می ایستیم؟!

دهانمان را باید بشوییم و لباس های شعار آلودمان را از تن درآوریم. می توانیم دوباره شهادتین  بگوییم و باور کنیم که خندقی در پیش روست و ما قطعا امتحان خواهیم شد.

ایمانی از جنس باور علی(ع) می خواهیم؛ ایمانی که از دل آن، ضربه ای متولد می شود که برتر از اعمال امت، تا روز قیامت است. نمی خواهم داشته هایم را و داشته هایت را بگیرم. می خواهم چیزی به دست بیاورم؛ حسی که می تواند عمرو بن عبدود، که عرب او را برابر هزار سوار می دانستند، از پای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه