شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 59

صفحه 59

ص:58


1- 1 . «شمس»؛ همرزم شهید فهمیده.
2- 2 . عنوان مجموعه داستانی، از نویسنده ای هلندی.
3- 3 . از: مولا علی علیه السلام.
4- 4 . تعبیری از امام قدس سرهم، درباره شهید فهمیده.
5- 5 . حسین، هماره خواهرانش را به پوشیدن چادر، سفارش می کرد.
6- 6 . تعبیر شهید فهمیده از آیت الله طالقانی؛ امام جمعه فقید تهران.
7- 7 . اشارتی به روز ورود امام رحمه الله به ایران.

پشت دروازه های خونین شهر

آه، ای حماسه دوازده ساله! کودکان ما با آرزوی دیدنت به خواب می روند و بزرگان مان، در حسرت فهمیدن تو بیدار می شوند.

تو، هر سال بزرگ تر می شوی.

و اینک «تاریخ»، بر مزارت به احترام ایستاده است و من می دانم روزی می آید که همه تو را می خوانند!

تکاملی جلوتر از شناسنامه

رزیتا نعمتی

هنر این نیست که توفان بنشیند و این را حسین می دانست. حسین، فهمیده بود که می توان سن و سال را برای بزرگ شدن پشت سر گذاشت و جلوتر از اعداد شناسنامه ای، به مرز تکامل رسید.

حسین، فهمیده بود که میان او و معشوق هیچ حایل نیست، فقط، حجابْ خود اوست _ از میان برخاست، و رقص کنان، تمامی خود را تقدیم دوست کرد؛ آن چنان که عقل، محو او شد و جسمش در آهنگ بلوغ ملکوت پر کشید؛ چرا که:

اگر فهمیده باشی، می شود با عشق و نارنجک

خیابان را چراغانی کنی در زیر تاول ها

خیابان را چراغانی کنی در زیر تاول ها

خوشا بر حالتان ای مردها، شاگرد اول ها

فهمیده، رهبرِ رهبر

امروز، تمامی فرهنگ های لغت را به دنبال واژه از خود گذشتن می گردم و هیچ واژه ای به اندازه نام تو، چنگی به دلم نمی زند.

تنها صدای آن پیر نورانی بود که نزدیک ترین معنای تو را در گوشمان زمزمه کرد: «رهبر من آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه