شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 6

صفحه 6

ص:5

تنهایم مگذار

سودابه مهیجی

الهی! اِلی مَنْ تَکِلُنی الی قریبٍ فَیَقْطَعُنی ام اِلی بَعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنی.(دعای عرفه)

خدایا! تنهایم نگذار! به کجا پناه ببرم من آرزومند و ناتوان که هر روز و هر لحظه با دعایی و خواسته ای دست به گریبانم؟

به کجا پناه برم، جز آغوش تویی که تمام استجابت است و نهایت توفیق...

دست هایم را اگر از دعاهای شبانه روز برچینم، سرم را اگر از سجده های بغضناک بردارم، دیگر کجا فریاد کنم اسارت و زمین گیری ام را؟

مباد روزی که در، به روی ناله ها و گلایه های بی تابم ببندی! مباد آنکه از شنیدن صدای استغاثه هر روزم خسته شوی!

مباد روسیاهی گناهانی که مرتکب شده ام، مرا از تو دور اندازد و تو به آرزوها و تشنگی هایم پشت کنی!

اشک های ناشکیبای من و استغاثه های نفس بریده ام، همه از آن است که لحظه هایی تیره و کبود، به دامان وسوسه های ابلیس چنگ می زنم و تو را پشت سر خویش رها می کنم؛ تو را که همیشه آغوش گشوده التیام و امن و آرامشی.

به بارگاهت راهم بده!

خداوندا! راهم بده به لحظه های زمزمه و دعا؛ راهم بده به بزم خلوت نجوای عاشقانه؛ راهم بده به ثانیه های سبک بالی که بی وزن روزمره زندگی، بر بال دعاهای خویش بنشینم و صدای عاشقم، صدای لرزان در پی تو، مرا به ملکوت قرب پرواز دهد.

دست هایم اگر لرزشی غریب دارند، از شوق دانستن توست.

تو را می شناسم؛ آن سان که به خویشتن خویش واقفم. تو را می شناسم؛ آن گونه که بی تو نفس هایم به تأخیر می افتند و عمرم به انتها می رسد.

تو را می شناسم و جز تو هیچ نمی دانم و همه چیز را از تو می دانم.

«همه عمر برندارم سر ازین خمار مستی ***  که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی»

(سعدی)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه