شفصلنامه اشارات - شماره 102 صفحه 70

صفحه 70

ص:69

عبور از تنهایی

مهدی خلیلیان

به دوستان نوجوانم؛ که عاشقانه برای شان نگرانم

در کنار سکوت نشسته ام و به صدای خوشبختی _ که با آرامش از برابرم می گذرد _ دل بسته ام.

آدم های خوشبخت، هیچ وقت پوست میوه های آفتابگردان را به «خانه ما» نمی ریزند!

آلوده های بزرگ، فالوده می خورند و با خمیازه های طولانی، نیمکت های تنهایی را پر می کنند.

علف های هرز، روی چمن ها نشسته اند و چشم های شان را پیرامون دریاچه می چرانند!

شیطان های کوچک، روی تاب ها، بی تابی می کنند و روی سرسره ها، بالغ می شوند!

آشغال ها تلفن ها را اشغال کرده اند و از صداهای بیگانه، التماس دعا دارند.

نوزادان بی مادر، با عینک های دودی به دنبال عابران خسته می گردند، تا به سایه های گم شده خیانت کنند.

بر صلیب آفتاب

روح های عاصی، به هواداری «حزب باد» دست می زنند و لبخند مترسک ها را جشن می گیرند.

کلاغ های شانه به سر، حرمت آیینه ها را لکه دار می کنند و با خطوط دست های سیاه، هم بیعت می شوند.

سایه های لاابالی، فرصت شکفتن را از گل ها می گیرند و طراوت آفتاب را مصلوب می کنند.

دست های بی تفاهم، به طور خودکار در جیب های کوتاه فرو می روند و روی کاغذ، تولیدمثل می کنند.

سهراب های بی سپهر، با ریش های مصنوعی بی ریشه، به «فروغ» تنه می زنند؛

درخت را به خاطر بسپار؛

کلاغ

مردنی ست!(1)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه