فصلنامه اشارات - شماره 105 صفحه 19

صفحه 19

ص:18

آبرومندترین دست دعا

سودابه مهیجی

دست هایت، آن دست های آبرومند دعا، چون دو بال پرواز تو را با خود بردند؛ تو را که آبرومندترین صدای نیایش بودی و هر لحظه پروردگار، به شوق شنیدن نجوای تو، به خاک تیره مهربان تر می نگریست.

اینک، صدای فراگیر تو، خاموش می شود و این صدای شهید، دیگر خواب سنگینِ شبزدگان را نمی آشوبد. وای بر خوابزدگان این هستی که تو را در خلال این همه ندبه و نیایش، نشنیدند و به اقتدای ولایت روشنگرت، به سمت حقیقت سفر نکردند.

آه! این مناجات شبانه روز، از چشم زخم کدامین زهر کینه توز، به سکوت نشست؟ این نجابت سجاده نشین را کدام تنگ چشمی دژخیم تاب نیاورد که وادارش کرد به هجرتی ابدی؟

با خطبه های رسواگر

آغاز تو، آغاز حنجره سخنورت در آن غروب اندوه بود که پس از عشق، پس از سر به داریِ آفتاب، در لاله زار پیکرهای بی فریاد، وداعِ خورشید را دستی تکان دادی و آن گاه، در برابر شمشیرهای گنه کار، در هیأت خطبه های ستم سوز، قیامت برپا کردی... ستون های هرزگی کفر بر سرش آوار شد و کلام افشاگرت هر چه ستم پیشگی را عریان و رسوا، بر خاک ریخت.

فرزند قرآن

ای آموزگار سجده و تسبیح! ای زیباترین حنجره پرستش! ای عاشقانه ترین الفبای مناجات! دستانت، ستون های هستیِ در آمده از آستین ولایت؛ صدایت زمزمه وضو ساخته از توحید است که تمام زیبایی های هستی و تعبّد را در مکتب دعا ابراز می کند.

ای فرزندِ صوتِ داودی قرآن بر منبر نیزه ها! دامان آبروی سجده هایت را به توسل در دست می گیرم و اجابت لحظه هایم را از پروردگار می طلبم به نام نامی تو... زینت خداپرستان!

«اللهمّ وَ لاتَرْفَعْنی فی الناسِ درجهً الاّ حَطَّطْتَنی عِنْد نَفْسی مِثْلَها...».(1)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه