فصلنامه اشارات - شماره 106 صفحه 44

صفحه 44

ص:43

چهل شبانه بی تو

سودابه مهیجی

چهل شبانه گذر کرد بر زمین بی تو

چهل شبانه بی عشق، بی یقین، بی تو

پس از تو پیرهن سوگوار تا به ابد

چه گریه ها که ندارد در آستین بی تو

مرا که چله نشینِ خرابه ها شده ام

مرا که با غم هر ثانیه عجین بی تو،

کسی نبرد به مهمانی دعا و درود

که عشق بی کس و کار است این چنین بی تو

به سر سلامتی من چه تلخ آمده اند

ستاره های پریشان هر پسین بی تو

چهل شب است که خواب غروب می بینند

پرندگان غزل مرده زمین بی تو...

بلند شو!

رزیتا نعمتی

ای خفته در میانه صحرا، بلند شو! ***  مردند ماهیان لب دریا، بلند شو!

سر روی نیزه رفته جلوتر تو هم بیا ***  یا یار نیمه راه نشو، یا بلند شو

طوفان اگرچه خیمه زد و کشتی ات شکست ***  ای پهلوی شکسته زهرا، بلند شو!

در خیمه های سوخته دشت بی پناه ***  شبْ گوشواره می کَنَد از جا، بلند شو!

نگذار پای خسته به آن کوچه ها رسد ***  سنگ جفا خورد به سر و پا، بلند شو!

مسلم، حبیب، اصغر و عباس، رفته اند *** چیزی نمانده از سفر ما، بلند شو!

زینب! دوباره خطبه بخوان، اربعین رسید *** موجی بزن به پهنه دریا، بلند شو!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه