فصلنامه اشارات - شماره 106 صفحه 6

صفحه 6

ص:5

گناه کاری نفسشان را مزین می کند، چشم های جوانشان را نفریبد، تا عزّت مؤمنان را دریابند و در سایه سار حقیقت گام بردارند!

چیست آن دل که ندارد شرف قرب و حضور؟

بار الها! جهان، بازیچه ای است که شوق دسته جمعی هم بازیان مان، ما را به غفلت از تو وامی دارد، ولی تلنگر هر مصیبت، زبان دعایمان را می گشاید و متنبه می شویم.

افسوس، چه سرکشانه در نعمت آرامش تو، دوباره دست های خواهش خود را فراموش می کنیم!

پروردگار من! درازی عمرم را اسباب سنگینی کوله بار گناهم مکن و کوتاهی عمرم را چون زارعان مزرعه سوخته، بی بهره از برداشتی سودمند مگردان. صاحب اختیاری بنده ات، آنجا که در غفلت بگذرد، صاحب اختیاری شیطان است؛ حال آنکه قلم در دست کاتبان نکته سنج تو، بر دانه خردلی از اعمالم بی مدد تو، خط نخواهد کشید.

«مُلک هستی به مَثَل جز قد و بالای تو نیست

همه زیباست که جز پرتو سیمای تو نیست

چیست آن دل که ندارد شرف قرب و حضور

چیست آن دیده که شیدای تماشای تو نیست»(1)

بی منت ترین بخشنده

شکستن توبه ام نه از سر نافرمانی تو، که از نادانی من است. آنان که با چشم بصیرت، حقیقت را دیده اند، می دانند که لبه پرتگاه، جایگاه آرمیدن نیست و عقرب دنیا، هر آن گاه که باشد، اقتضای طبیعت خود را به انسان می نمایاند. پروردگار من! غرورم، از نشناختن خود و ناامیدی ام از نشناختن توست.

از تو حد اعتدال امورم را می طلبم که افراط و تفریط در احوال نفس، هر دو خروج از صراط مستقیم است. الهی! گره گشایی امورمان را به دست منّت گذاران مسپار و بگذار عزت نفس ما در پناه دستان گره گشای تو، مصون باشد. آن هنگام که بی هیچ افشای رازی، عیوب نهانمان را بر دیدگان خلایق می پوشانی و زمزمه آبرومندی مان را سبب می شوی، همانا اقرار می کنیم که تو بی منّت ترین بخشنده ای.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه