فصلنامه اشارات - شماره 106 صفحه 7

صفحه 7

ص:6


1- 1. استاد حسن حسن زاده آملی، دیوان اشعار، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ ساحل، ج 1، ص 53.

یا ستار العیوب

سودابه مهیجی

همه رفتنی اند؛ تنها تویی که برای من باقی می مانی.

تو، آن گنجینه بی همتایی که با آن غنی ترینم و بی آن تهی دست ترین.

آه، همه هستی من! سوگند به بلند بالایی درگاه تو و فرمانروایی ات، هرگز از اشتیاق آغوش مهر تو، حتی به قدر لحظه ای تهی نبوده ام.

سجاده هایی که در همه سو گسترده ام، التماس بی پرده ای است برای رسیدن به هر آنچه نیکوترین است و آغشته به رنگ و بوی تو.

اگر از شرم گناهان فراوان خویش هنوز خاکستر نشده ام، از آن نیست که تو را داننده همه اسرار نمی دانم؛ تنها از آن روست که دریای لطف تو را با انگشتانه روح حقیر خویش چشیده ام و می دانم تو پیش از آنکه علام الغیوب باشی، ستار العیوبی.

همه سرمایه ام، همین امید من است

خدایا! مگذار که ابلیس خیانت کار، با وسوسه های سیاهش، مرا از تو و دستان قادرت مأیوس کند. مگذار که از چکاد امید، به قعر دره های یأس فرو بیفتم و نابود شوم.

من جز به تو، جز به وعده های مهرانگیزت دل خوش نبوده و نیستم و تنها سرمایه هستی ام همین امید دیرینی است که در من ریشه دوانده است. آه اگر این درخت بارور در من به خزان بی برگ گرفتار شود، دیگر هرگز نفس هایم ادامه نخواهند داشت.

در جست وجوی تو

خدایا! برای تو و برای هر آنچه به رنگ توست، شب و روز، بی قرارم و در جست وجو. من، تو را می خواهم. در تک تک جلوه های رنگارنگ هستی در پی توام.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه