- حرف اول 1
- از دریچه زمان: زمزمه های آسمانی 1
- کاش خوبی ها را برای همه بخواهم 3
- ای پناه گاه ما 4
- یا رب، سببی ساز! 5
- دل شکستگی 8
- به تو محتاجم 10
- مرا به شعله های عشق پیوند بزن! 11
- همه چیز را از تو آموختم؛ حتی نماز را 12
- مهمانی 13
- همه با هم 15
- در کنار هم 17
- مثل یک شعر سپید، خنده بر لب 19
- جنب وجوش روشن 20
- باغبانان میهن 22
- فرزندان کوه 23
- زندگی نامه گل ها 24
- نترس صفورا 25
- چفیه و عطر و پلاک 26
- مرکز جغرافیای حق جویی 27
- اشاره 29
- باغبانی 29
- بت کوفه و شام را شکستیم 32
- اشاره 32
- چهل روز می گذرد 33
- اربعین لاله ها 34
- اربعین با بوی خون در مشام 35
- برخیزید ای شهیدان! 35
- خطبه ای بخوان! 36
- من، همان صبر دیروزم! 38
- تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما 39
- السلام علیک یا شمس العطشان 40
- بازگشت دوباره 41
- شاید اگر اشک نبود 43
- بلند شو! 44
- اشاره 45
- احساستان به خیر! 45
- زیر سایبان محبت 47
- عشق را قسمت کنیم 49
- سخاوت کلید عنایت 50
- به خدا قول می دهم 52
- اینجا سرزمین عشق است 53
- آفتاب احسان 54
- گرمای عاطفه 55
- مرگ بر تبر! 57
- درختی بکاریم! 57
- اشاره 57
- نبض ریه های زمین در دست توست 59
- هر چه کنی کِشت... 60
- زیبایی خاک 61
- معجزه سبز خداوند 62
- خواب های طلایی 63
- اشاره 65
- واپسین سطر پیامبری 65
- تا همیشه وام دار پیامبری ات هستیم 66
- کامل ترین نام 67
- سوگواره 69
- در کلبه احزان فاطمه علیهاالسلام 71
- زمین، کسی را گم کرده است که... 71
- واپسین نفس های مهربان 73
- چلچراغ عظیم آفرینش 74
- مجتبای نبوت 77
- چراغ را خاموش کن! 78
- افطاری مسموم 80
- اعتراض خاموش 81
- خورشید خسته 83
- جسم بی جانت را هم برنتابیدند 84
- پاره پاره 86
- انگورهای نرفته از خاطر 87
- اشاره 87
- نفرین ابدی به مأمون! 88
- شوکران 91
- هجرت 93
- اشاره 93
- این قوم، قدر عافیت نمی دانند 94
- میزبانی یثرب 95
- به قیمت جان 97
- «وَاللّه ُ خَیْرُ الْماکِرینَ» 98
- رشادت بیدار علی علیه السلام 99
- شب علی علیه السلام 100
- چشم هایت را نبند! 101
- اشاره 101
- اشاره 103
- دشمنان نیز محتاج تواند 103
- برای باغ خزان زده سامرا 104
- آخرین ستاره 106
- جاده های انتظار 107
- شادی در ادامه راه 109
- واپسین ذخیره خداوند 110
- اینک این دوازدهمین آفتاب! 113
- به انتظار خواهیم نشست 114
- اولین جرقه عشق 115
- اشاره 115
- چشم وابستگی را کور کردیم 117
- اشاره 117
- زیباترین روز سرزمینم 118
- خاطره یک صبح جمعه 119
- محتاج آمدنت هستیم 122
- تو برای ما بخواه! 122
- چشم به راهی 124
- به حق جمعه های پراشک نیکان 125
- خدا کند در دلیل نیامدنش سهیم نباشیم! 126
- کلمات با شاخه های گل در دست صف کشیده اند 130
- کنار شب بوها 132
- یا موعود، یا عشق 133
- دفتری از اشک 133
- وقف جمکران 133
- تا عشق 134
ص:72
ناشر آخرین دفتر خدا
یا رسول الله صلی الله علیه و آله! روزی که برای عشق، درهای خلقت را گشودند، تنها به تو اذن دخول دادند و خداوند، 63 جرعه از تو بیشتر بر اهل زمین نچشانده بود که مستی حضورت را بازپس گرفت. تو خیال بلند یک پرواز بودی که از ابتدا، پای بر زمین ننهادی؛ گرچه خورشید را در دستی و ماه را در دست دیگرت گذاشتند.
ای ساقی! ناز چشمت جبرئیل را نامه رسان عشق تو با دوست کرده بود. می روی و از تنفس تو، دوازده شاخه گُل می رویند تا به تفسیر تو برخیزند.
ای ناشر آخرین دفتر خدا، ای کاش کتاب عمر تو سر نیامده بود!
زیرنویس
یا رسول الله صلی الله علیه و آله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس می کنیم.
با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه می ریزد.
واپسین نفس های مهربان
سودابه مهیجی
دریای بی کرانه ای که اینک در بستر آرمیده است و نفس های مهربانش به شماره افتاده اند، سال های سال، ستون های عرش را بر دوش کشیده و عمری، دلیل هستی بوده است.
خسته است. شاید این لحظه های در بستر افتادن، قدری به آغوش آرامش ببرند آن چشم هایی را که هرگز آسوده خاطر نخوابیده اند؛ چشم هایی که شب تا صبح، به آسمان خیره بود و نگران سرنوشت اهالی خاک، تمام دعاهای خیرخواهش را به درگاه خدا می برد.
... چگونه این همه سال رنج پیامبری را بر دوش کشیدی و «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرا»، ورد زبانت بود!
چگونه این همه دویدی با گام هایی که لحظه ای نیاسودند و جز مشقت، سرنوشتی نداشتند؟ از مکه به مدینه، از نیمه شب های تهجّد به معراج، از خندق به خیبر و اُحد و بدر... از حرا به شعب ابی طالب... چه فرسنگ های جان فرسایی را پشت سر گذاشتی!