فصلنامه اشارات - شماره 106 صفحه 97

صفحه 97

ص:96

لیله المبیت

به قیمت جان

محمدعلی کعبی

دور شو ای قلب جهان، از حوالی شمشیرهای برهنه!

منادی نظریه آزادی و عقلانیت! دارالندوه را به آخر خط رسانده ای، اما باید بمانی؛ اگرچه ترور در سال چهارده بعثت مانند عقاب، بر فراز کوه صبر نعره می کشد.

ندایت را به نقطه ای دیگر ببر؛ به جایی که هیچ کس مانع رسیدن باران به کویر نشود؛ کبوتران فریاد لااله الااللّه، شکنجه نشوند و صدای تو به تمام جهانیان برسد.

آخرین سفارش ها را در گوش ذوالفقار خود زمزمه کن و برو!

امشب در بستر من بخواب و آن پارچه سبزی را که من هر شب روی خود می کشیدم، بر روی خود بکش تا «تصور کنند من در بستر آرمیده ام».

مبادا دیوارهای نیمه کاره تمدن اسلامی، از مهربانی دست های تو محروم شوند!

برو که به قیمت جانم نخواهم گذاشت این اتفاق بیفتد.

حضرت فضیلت های بی نظیر

می دانم که ترس دیر زمانی است در وجود تو مرده است. ترس، زیر سلطه ایمان تو رنگ می بازد و مفاهیم بلند، از عمق سینه چراغانی ات، به پرواز درمی آیند.

آینه بی مثال من! بمان و تاریخ را عوض کن.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه