تفسیر نمادهای دینی صفحه 30

صفحه 30

ص:31

او به این مسئله­ هرمنوتیکی می­پردازد که ما چگونه در روایت و خودروایت­گری و نیز به واسطه­ آن، خود را تعریف می­کنیم و می­فهمیم. ریکور با گسترش دادن تجزیه و تحلیل _هیدگری _از زمان­مندی انسانی، بر این باور است که وقتی زمان شکل روایی به خود می­گیرد، به زمانی انسانی بدل می­شود. ادبیات، چه ادبیات تاریخی و چه ادبیات داستانی، در امر مهم طراحی زمان، سهیم است.

_هیرش_ در اثر مشهورش، _اعتبار در تأویل،_ میان معنای متن و دلالت آن، تمایز قائل است. او ادعا می­کند هرمنوتیک فلسفی هیدگری، این تمایز را نادیده می­گیرد و با یک­سونگری، تنها به سویه­ دوم می­پردازد. او تنها می­خواهد بداند که آیا آن تأویل، معنای درست متن است یا نه؟ هیرش «نیت مؤلف» را ملاک تأیید تأویل­هایی می­داند که متوجه متن است. هدف تأویل، بازسازی این موقعیت تألیفی است. بدون این محک، حقیقت ما با تردید و نسبی­نگری روبهروست و در این شرایط، هر تأویلی می­تواند قابل ­دفاع باشد. با وجود این، نقدهای زیادی بر نظریه­ معنایی هیرش صورت گرفته است که از پدیدارشناسی الهام گرفته و تا حدی نیز ایده­آلیستی است.(1)

دستاورد آخری که در زمینه­ هرمنوتیک باید به آن اشاره کرد، آثار _یورگن هابرماس__ _در چارچوب نظریه­ اجتماعی _ انتقادی است. _هابرماس_ خود را نظریه­پرداز هرمنوتیک نمی­داند، ولی از الگوی هرمنوتیکی بهره گرفته و برخی موارد آن را بسط داده است. در این میان، مهم­ترین تأکید او بر تحریف­های ایدئولوژیک است که مانع ارتباط آزاد میان سخن­گویان و خوانندگان می­شود. بدین ترتیب، در هرمنوتیک، چرخش مهمی به سوی آنچه «هرمنوتیک شک» خوانده می­شود، صورت می­پذیرد. ره یافت هابرماس، هم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه