دوستی و دشمنی از دیدگاه پیامبر اعظم صلی الله علیه واله صفحه 56

صفحه 56

مردی از اهل ذمه هم سفر علی علیه السلام بود. حضرت ره سپار کوفه بود، ولی بر سر دوراهی، از راهی که به کوفه می رسید، نرفت. مرد پرسید: «آیا نگفتی که می خواهی به کوفه بروی؟» حضرت فرمود: «آری.» مرد ذمی گفت: «اینکه راه کوفه نیست. راه کوفه همان است که ترک کردی.» علی علیه السلام فرمود: «می دانم.» مرد پرسید: «پس چرا با من آمدی؟» فرمود: «این به جهت آن است که خوش رفتاری با رفیق هنگامی کامل می شود که هنگام جدا شدن، او را مقداری بدرقه کنند. پیامبر ما چنین دستور داده است.» مرد ذمی گفت: «هر کس پیرو او شده است، برای همین کردارهای بزرگ منشانه و خصلت های نیکو بوده است و من تو را بر دینت گواه می گیرم.» پس از راهی که می رفت، بازگشت و مسلمان شد.(1)


1- [1] . منتهی الآمال، ج 1،ص 33.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه