دوستی و دشمنی از دیدگاه پیامبر اعظم صلی الله علیه واله صفحه 89

صفحه 89

دو _ مدارا

در مواردی که هنوز ماهیت نفاق آشکار نشده بود یا خطر شدیدی، امت را تهدید نمی کرد، پیامبر با آنان مدارا می کرد. بدین جهت می بینیم عبدالله بن ابی، سرکرده منافقان مدینه، سال ها در شهر زیست و گرچه اقدامات آزاردهنده بسیاری انجام می داد، ولی پیامبر تصمیم به قتل او نگرفت. در سال ششم هجری، پس از پیروزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در غزوه _بنی مصطلق_، زمانی که مسلمانان بر سر آبی در منطقه _مریسیع_ با یکدیگر جنگیدند، عبدالله بن ابی، کینه های پنهان گذشته را بیرون ریخت و به مهاجران اهانت کرد. گزارش واقعه و گفتار عبدالله به وسیله _زیدبن ارقم_ که جوانی نورس بود، به پیامبر رسید. عبدالله پیش دستی کرد و نزد حضرت رفت و سوگند یاد کرد که چنین سخنانی نگفته است و پیامبر به وی اعتراض نکرد. از سویی، فرزند این منافق از پیامبر خواست که اگر قرار است پدرش کشته شود، او کشنده اش باشد تا احساساتش علیه قاتل تحریک نشود. پیامبر باز هم فرمود: «نه، ما با وی مدارا می کنیم و تا زمانی که در میان ما بماند، با او به نیکی رفتار خواهیم کرد.» در این میان عمر بن خطاب بر قتل او پافشاری می کرد. بعدها خبر این واقعه بسیار شایع شد و همه عبدالله را سرزنش کردند. آن گاه پیامبر خدا به عمر فرمود: «می بینی عمر! به خدا سوگند، اگر آن روز که گفتی او را بکش، کشته بودم کسانی برای او آزرده خاطر و رنجیده می شدند، ولی امروز اگر دستور دهم، همان ها او را می کشند.»(1)


1- [1] . تاریخ پیامبر اسلام، ص 439 به بعد. سوره منافقون نیز در نکوهش ماجرای نفاق و گفتار عبدالله بن ابی نازل شد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه