- مقدمه ناشر 1
- اشاره 3
- مفهوم شعائر 3
- تنوع شعائر 5
- بررسی ادلّه رجحان 6
- توضیح 6
- الف - آیات شعائر 6
- ب - آیات مشابه 8
- واگذاری تطبیق به عرف 11
- اشاره 13
- پاسخ به شبهات 13
- 1 - ضرورت جعل از جانب شارع!! 13
- پاسخ 13
- 2 - لزوم تفویض شریعت 14
- پاسخ 14
- 3 - لزوم تحلیل حرام و تحریم حلال!! 15
- پاسخ 15
- 4 - بازی با مسلّمات شریعت!! 16
- پاسخ 16
- 5 - تعمیم به تمام موارد 17
- پاسخ 17
- 6 - هتک حرمت مبانی اسلام و ارکان شریعت!! 18
- پاسخ 18
- 8 - به استهزا کشانده شدن شریعت!! 19
- پاسخ 19
- پاسخ 20
- برپایی مراسم جشن 21
- فتاوای وهابیان 21
- برپایی جشن، مظهر حبّ و بغض 23
- 1 - خداوند 23
- وجوب محبّت 23
- اشاره 23
- توضیح 23
- 2 - رسول خداصلی الله علیه وآله 24
- عوامل لزوم حبّ آل رسول علیهم السلام 25
- اشاره 28
- برپایی مراسم از دیدگاه قرآن 28
- الف) مقام ابراهیم علیه السلام 29
- ب) صفا و مروه 29
- ج) فدیه 30
- د) رمی جمرات 31
- برپایی مراسم از دیدگاه احادیث 36
- فواید برپایی مراسم 45
- پاسخ 46
- بررسی اشکالات وهابیان 46
- پاسخ 46
- اشاره 46
- اشکال دوم 46
- اشکال اوّل 46
- پاسخ 47
- پاسخ 47
- اشکال چهارم 47
- اشکال سوم 47
- پاسخ 49
- اشکال پنجم 49
- اشکال ششم 50
- پاسخ 50
- تألیفات درباره برپایی مراسم 51
- توضیح 53
- 1 - عزاداری و احیای فرهنگ عاشورا 53
- برخی از شعارهای حسینی 54
- 2 - ارتباط عاطفی امّت با اولیای الهی 55
- 3 - بهره برداری از جوّ معنوی مجالس 56
- 4 - اصلاح و ارشاد جامعه 57
- اشاره 57
- عزاداری از مظاهر حبّ و بغض 58
- توضیح 58
- کسانی که محبّت آن ها واجب است 58
- 1 - خداوند 58
- 3 - آل بیت پیامبرعلیهم السلام 59
- 2 - رسول خداصلی الله علیه وآله 59
- اهل بیت کیانند؟ 60
- دوستی اهل بیت در قرآن کریم 62
- دوستی اهل بیت علیهم السلام در روایات 63
- ادلّه خاص 67
- جلوه های حبّ در زندگی انسان 69
- اشاره 71
- مراتب گریه 71
- توضیح 71
- 1 - گریه ناشی از ارتباط و علاقه 72
- 2 - گریه ناشی از عقیده 72
- مراسم عزاداری و افسردگی 73
- 4 - گریه بر مظلوم 73
- اشاره 79
- توضیح 83
- الف - روایات شیعه 83
- ب - روایات اهل سنت 86
- الف - روایات عامه 88
- بررسی ادله مخالفین 88
- اشاره 88
- پاسخ 89
- ب - روایات اهل بیت علیهم السلام 90
- پاسخ 91
- اشاره 95
- ب - روایات عامّه 96
- سلسله کتاب های پیرامون وهابیت 101
ندیده بودم. تو گویی در صف دشمنان حسین علیه السلام بوده ام و اکنون در یک چشم بر هم زدن منقلب شده بودم و در گروه یاران و پیروان آن حضرت که جان خود را نثارش کردند، قرار می گرفتم. و چه جالب که در همان لحظات، سخنران، داستان حرّ را بررسی می کرد. حرّ یکی از سران سپاه مخالف بود که به جنگ با حسین علیه السلام آمده بود، ولی یک باره در میدان نبرد بر خود لرزید و وقتی اصحابش از او سؤال کردند که تو را چه شده است؟ نکند که از مرگ می هراسی؟ او در پاسخ گفت: به خدا سوگند! هرگز از مرگ هراسی ندارم ولی خود را مخیّر می بینم که بهشت را برگزینم یا دوزخ را. او ناگهان اسب خود را به سوی حسین علیه السلام حرکت داد و به دیدار او شتافت و گریه کنان عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا! آیا توبه برایم هست؟».
درست در همین لحظه بود که دیگر نتوانستم طاقت بیاورم و شیون کنان خود را بر زمین افکندم، و گویا نقش حر را پیاده می کردم و از حسین علیه السلام می خواستم که «ای فرزند رسول خدا! آیا توبه ای برایم هست؟ یابن رسول اللَّه! از من درگذر و مرا ببخش».
صدای واعظ چنان تأثیری در شنوندگان گذاشته بود که گریه و شیون مردم بلند شد. دوستم که صدای فریادم را شنید، با گریه مرا در بغل گرفت و معانقه کرد. همان گونه که مادری فرزندش را دربر می گیرد و تکرار می کرد: «یا حسین! یا حسین!».
لحظاتی بود که در آنان گریه واقعی را درک کرده بودم، و احساس