«انار»- به فتح الف- فعل ماضی است از باب افعال و مصدر آن «اناره» است، مانند: «اقام، اقامه» یعنی نور خورشید. «ظلم»- به ضم ظا و فتح لام- جمع «ظلمت» به معنای تاریکی است، مانند «غرف، غرفه». «کشف» فعل ماضی است، یعنی ظاهر ساخت. «بهم»- به ضم با فتح ها- باشد همچون «ظلم»، جمه «بهمه» است و ممکن است به فتح با باشد که جمع «بهمه» است و ممکن است به ضم با و سکون ها باشد. در هر صورت، به معنای تاریکی قلب است.
«جلی»- به فتح جیم و لام مشدده- فعل ماضی است از باب تفعیل و مصدر آن «تجلیه» است و بعضی هم به تخفیف لام قرائت کردهاند از باب «جلی، یجلو» و معنی در هر دو صورت چندان فرق نمیکند، یعنی آشکار ساخت. «غممها»- به ضم غین و فتح میم- جمع «غمه»- به ضم غین و فتح میم مشدده- است، به معنای حزن و اندوه. با توجه به این معانی، ترجمه عبارت چنین است:
پس نور بخشید خداوند (یا نوارانی ساخت) به سبب پدرم تاریکیهای آن جامعه را، و بر طرف ساخت از قلوب مردم حیرت و اعوجاج را، و آشکار ساخت از چشمها اندوهها را.
و قام فی الناس بالهدایه
15) و قام فی الناس بالهدایه، و أنقذهم من الغوایه، و بصرهم من العمایه، و هداهم الی الدین القویم، و دعاهم الی الطریق المستقیم.
«انقذ» فعل ماضی و مصدر آن «انقاذ» است، یعنی رهانید. «بصر»- به تشدید صاد- ماضی است از باب تفعیل و «عمایه» به کسر عین مصدر است از «عمی» یعمی، عمایه»به معنای کوری و «هدی» و «دعا»- به فتح ها و دال- دو فعل ماضی از «هدی، و یهدی» و «دعا، یدعو» است که ترجمهی متن چنین میشود:
پدرم آنگاه به رسالت شد برای هدایت و ارشاد آنان قیام فرمود. و کوردلیشان را به بینایی مبدل ساخت، و به دین قویم و معتدل، و هدایتشان فرمود به طریق مستقیم دعوتشان نمود (که این وظیفه آن حضرت بود در دوران رسالت). کلام آن حضرت «و قام فی الناس بالهدایه» اشاره است به آیهی شریفهی:
و هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و کفی