نهضت فاطمیه و شمه ای از کرامات فاطمه زهرا علیهاالسلام صفحه 506

صفحه 506

در روز پایان عزاداری ، پس از انجام اطعام عمومی ، یکی از خدمتگزاران با اخلاص حضرت زهراء سلام الله علیها بعد از ظهر در عالم رؤیا دیده بود که ، خدمتگزاران فاطمیّه ، پرچمها و وسائل عزاداری را باز می کنند ، و در محلّی قرار می دهند ، و بانوی مجلّله ای نظارت می فرمایند ، و همۀ کارها زیر نظر ایشان است ، شخص یاد شده عرضه می دارد که ، این پرچم را به من بدهید ( اشاره به پرچمی که بر روی آن ، جمله « دخترم فاطمه ، پناهگاه مردم است » نوشته شده بوده است ) آن بانوی بزرگوار می فرمایند : این پرچم را می خواهیم نگهداریم برای مجلس عزاداری سال آینده، شخص یاد شده در عالم رؤیا مقداری نگران می شود که اینجا منزل فلانی است ، و این بانو چرا دخالت می کنند ، و با لحنی که مقداری جنبۀ انتقاد داشته می گوید : شما تا حالا کجا بوده اید ؟ آن بزرگوار می فرمایند که من مراقب هر دو در (1) بودم ، و از واردین پذیرائی می کردم ، و به آنها خوش آمد می گفتم ، و مقدمشان را گرامی می داشتم .

وقتی بیدار می شود ، از بی ادبی و عدم توجّه خودش نگران می شود ، و از محضر مقدّس حضرت فاطمۀ زهراء سلام الله علیها عذرخواهی می نماید .

در سال بعد ، سفارش کردم که تعداد زیادی از همین پرچم ، با جملۀ یاد شده که مورد عنایت بوده ، آماده نمایند ، که در سطح شهر در جاهای گوناگون نصب گردد، و دو عدد از آنها را هم برای دو محل ، در مجلس عزاداری ، در نظر گرفتم.

مجلس سوگواری شروع شد ، و ساعاتی از برنامۀ جلسه سپری گردید ،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه