نهضت فاطمیه و شمه ای از کرامات فاطمه زهرا علیهاالسلام صفحه 546

صفحه 546

آن روزها مصادف بود با ایّام شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها ، تمام فامیل و نزدیکان، متوسّل به آن حضرت شدند ، و نذر و نیازی داشتند ، تا این که پسر بزرگم شیخ محمّد (1) به مزار شریف امامزاده ابراهیم بن موسی بن جعفرعلیهما السلام واقع در اصفهانک می رود، و با حالت تضرّع شدیدی ، شروع به خواندن دعای توسّل می نماید ، وقتی به نام مقدّس امام هفتم علیه السلام می رسد ، حالت خواب بر او غلبه پیدا می کند ، و در عالم رؤیا می بیند که در خانۀ ما سفرۀ بزرگی پهن شده ، و میوه و شربت در سفره است ، و پیامبر أکرم صَلَّی الله عَلَیهِ واله و حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمۀ زهراء سلام الله علیها و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و امام زمان ، حضرت بقیّه الله الأعظم عجّل الله تعالی فرجه ، و شماری از یاران و صحابه تشریف دارند، یکی از اصحاب و یاران ، به آن بزرگواران شربت می داده ، وقتی نوبت به حضرت زهراء سلام الله علیها می رسد ، آن حضرت مقداری از شربت را می نوشند و به دست مبارک امام زمان عجّل الله تعالی فرجه می دهند ، و اشاره به همسرم کرده و می فرمایند :

این شربت را به خدمتگزار ما بدهید ، و بگوئید نماز فرزندم مهدی علیه السلام را فراموش نکنید ، و سپس به بینندۀ خواب می فرمایند : نگران نباشید ما او را شفا می دهیم.

بعد از این رؤیای بشارت دهنده ، همۀ بستگان و نزدیکان ، نماز امام زمان علیه السلام و نماز حضرت زهراء سلام الله علیها را انجام دادند ، و پس از گذشت روزهائی ، آزمایشات مجدّد انجام گرفت ، و همسرم را نزد پزشک متخصّص بردیم ، که اتّفاقاً مصادف با روز میلاد مقدّس حضرت زهراء سلام الله علیها بود، پزشک یاد شده با انجام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه