نهضت فاطمیه و شمه ای از کرامات فاطمه زهرا علیهاالسلام صفحه 602

صفحه 602

امام زمان علیه السلام در میان می گذارند ، و برطرف می کنند ، تو هم برو انشاء الله شفایت را می گیری . خوشحال شدم ، و تصمیم گرفتم من هم به امام زمان علیه السلام پناهنده شوم ، و هفتۀ چهارمی بود که به جمکران می رفتم ، و شما در اتوبوس ، نماز استغاثه به حضرت زهراء سلام الله علیها را تعلیم دادید . وقتی به مسجد جمکران رسیدم ، به آقا امام زمان علیه السلام عرض کردم ، من میهمان شما هستم ، ولی اوّل نماز مادر تان فاطمۀ زهراء سلام الله علیها را می خوانم ، و شما را قسم می دهم که نگذارید سه دختر بچّه من یتیم شوند ، در این زمانه ، و با مشکلات زندگی ، دخترهای بدون مادر چه بر سرشان می آید ؟ مشغول نماز حضرت زهراء سلام الله علیها شدم ، در قسمت آخر نماز ، هنگامی که 10 عدد آخر ذکر یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی را می گفتم ، نفهمیدم چه شد ، آیا خواب رفتم ، یا حالت مکاشفه بود ، دیدم چهار بانوی مجلّله در اطرافم هستند ، یکی از آنها مقام والائی داشتند، به یکی دیگر از آنها اشاره فرمودند ، او آمد و دست مبارکش را زیر گلوی من قرار داد، و تا روی مچ پایم کشید ، ناگاه به خود آمدم ، دیدم کسی نیست و احساس کردم که خوب شده ام . وقتی به اصفهان برگشتم به دکتر مراجعه کردم ، و درخواست نمودم که مجدّداً آزمایشات را انجام دهد ، گفت : برای من حتمی و ثابت است که بیماری شما در چه وضعیّتی است ، و اگر چند روز دیگر کوتاهی کنی ، از دست من هم کاری ساخته نیست ، ولی اصرار کردم که دستور آزمایشات مجدّد را بنویسد ، وقتی جواب آزمایشها را نزد او بردم ، گفت : اینها اشتباهی به تو داده شده ، گفتم : می دانم این جوابها مربوط به من است ، أشکم جاری شد و جریان مسجد جمکران و نماز حضرت زهراء سلام الله علیها را گفتم ، أشک دکتر نیز بی اختیار در آمد، و با دستمال کاغذی اشک های خود را پاک کرد و گفت :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه