صحنه های قیامت صفحه 46

صفحه 46

نیست.»(1)

قصّه سیّد حمیری هنگام مرگ

در کشف الغمّه و امالی شیخ و مناقب ابن شهرآشوب از حسین بن عون نقل شده که گوید:من در بیماری سیّد حمیری به عیادت او رفتم - همان بیماری که منتهی به مرگ او شد - و او را در حال جان دادن دیدم و عدّه ای از همسایگان عثمانی او را دیدم که نزد او بودند، و مرحوم سیّد مردی زیباصورت و دارای صورتی گشاده بود. ناگهان در هنگام احتضار درصورت او نقطه سیاهی مانند نقطه مداد ظاهر شد و پیاپی آن نقطه بزرگ شد تا همه صورت او را گرفت و صورت او کلاًّ سیاه گردید. پس شیعیانی که نزد او بودند با دیدن این منظره افسرده شدند و عثمانی ها که ناصبی ودشمن اهل بیت«علیهم السلام»بودند شاد شدند و اظهار شماتت نمودند. پس چیزی نگذشت که در همان مکانی که نقطه سیاه پیدا شده بود نقطه بزرگ سفید و نورانی ظاهر شد و پیاپی بر آن افزوده شد تا صورت سیّد حمیری سفید و نورانی گردید و سیّد در حالی که می خندید و شاد بود به خودآمد و این اشعار را خواند:

کذب الزّاعمون أنّ علیّا

لن ینجّی محبّه من هناتِ

قد و ربّی دخلت جنّه عدنٍ

و عفی لی الإله عن سیّئاتی

فأبشروا الیوم أولیاء علیٍّ

و توالوا الوصیّ حتّی المماتِ

ثمّ من بعده تولّوا بنیه

واحدا بعد واحدٍ بالصّفاتِ


1- . بحارالأنوار: 6 / 200.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه