صحنه های قیامت صفحه 80

صفحه 80

چون به وادی ضجنان رسیدیم ناگهان مرد سیاهی را دیدیم که زنجیر به گردن او بود و می گفت: «ای علیّ بن الحسین، آب به من بده.» پس علیّ بن الحسین علیه السلام سر مبارک خود را پایین انداخت و استر خود را حرکت داد و به او اعتنایی نکرد. ناگهان من مردی را دیدم که او را می کشید و می گفت: «آب به او مده، خدا او را سیراب نکند.» پس من خود را به علیّ بن الحسین علیه السلام رساندم و آن حضرت فرمود: «چه دیدی؟» و چون آنچه دیده بودم را به آن حضرت گفتم، فرمود: «او معاویه است.»(1)


1- . بصائر الدّرجات: 306.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه