سیری در مرثیهی عاشورایی صفحه 14

صفحه 14

جواد عاملي

سيد محمد جواد بن سيد محمد بن محمد عاملي شقرايي نجفي، در حدود سال 1160 ه.ق. در شقراء يكي از قراي جبل عامل متولد شد و در سال 1226 ه.ق. در نجف وفات يافته و در همانجا دفن شد.1. هذا الحسين ابن النبي و سبطه أمسي طريحا في الطفوف معفرا2. فلتلبس الدنيا ثياب حدادها فالنور نور الله غيب في الثري [119] .1. اين حسين عليه‌السلام پسر پيامبر صلي الله عليه و آله و نواده‌ي اوست كه در سرزمين طف به زمين افتاده و به خاك آغشته شده است.2. دنيا بايد براي او لباس حزن بپوشد. اين نور، نور خداست كه در زير خاك مخفي شده است. [ صفحه 110]

ابراهيم بغدادي

سيد ابراهيم بن سيد محمد بن سيد علي حسني بغدادي، پدر سيد حيدر بوده است. آل حيدر از خانواده‌هاي مشهور در كاظميه و بغداد از نسل او هستند. سيد ابراهيم به سال 1227 ه.ق.وفات يافته. او شاگرد سيد مهدي بحرالعلوم بوده است. [120] .1. لهفي لتلك الرؤوس يرفعها علي رؤوس الرماح اوضعها2. لهفي لتلك الجسوم عارية و ذاريات الصبا تلفعها3. لهفي لتلك الصدور توطا بالخيل و منها العلوم اجمعها4. لهفي لتلك الاسود قد ظفرت بها كلاب الشقا و اضبعها5. لهفي لتلك الغصون ذاوية و من أصول التقي تفرعها [121] .1. براي سرهايي كه پست ترين افراد، آنها را بر سر نيزه‌ها افراشته‌اند، دلم مي‌سوزد.2. براي بدنهاي برهنه‌اي كه بادهاي شني و گرم آنها را مي‌سوزاند، دلم مي‌سوزد.3. براي سينه‌هايي كه اسبها بر آنها گام مي‌نهند و همه‌ي علوم دنيا در آنها جمع است، دلم مي‌سوزد.4. براي شيرهايي كه به دست سگهاي هار و كفتارها افتادند دلم مي‌سوزد.5. براي شاخه‌هاي پژمرده‌اي كه از اصل پاكي و طهارت روييده‌اند، دلم مي‌سوزد. [ صفحه 111]

ابراهيم عطار

سيد ابراهيم بن محمد بن علي بن سيف الدين، از امراي مكه بوده است، نسب او از جهت پدر به امام حسن مجتبي عليه‌السلام و از جهت مادر به امام حسين عليه‌السلام مي‌رسد. او در بغداد متولد شده و در آنجا تحت تربيت پدر خود كه از علما بوده، پرورش يافته است.وفات او را به سال 1215 يا 1230 ه.ق. نوشته‌اند.1. صدر يرضض بالخيول و انه كنز العلوم و عيبة الاسرار2. يا منية الكرار بل يا مهجة المختاربل يا صفة الجبار [122] .1. سينه اي كه در زير سم اسبها لگدمال شد، گنجينه‌ي دانشها و صندوق اسرار بود.2. اي آرزوي حيدر كرار و اي پاره‌ي قلب محمد مختار، تو برگزيده‌ي خداوند جبار هستي. [ صفحه 112]

هاشم كعبي

حاج هاشم بن حاج حردان كعبي دورقي، در دورق در نزديكي اهواز متولد شده سپس به كربلا و نجف رفت. به سال 1221 يا 1231 ه.ق.وفات يافت. خطبا شعر او را در مجالس عزا بر منبر مي‌خوانند.1. و معارضي أسل الرماح بعارض الخد الاسيل‌2. وردوا علي الظماء الردي ورد الزلال السلسبيل [123] .3. والشمس غابت بعد ما هدت الانام الي سبيل‌4. كف بها امك الزهراء قد ضربوا هي التي أختك الحوارا بها سلبوا5. و ان ناروغي صاليت جمرتهاكانت لا كف ذاك البغي تحتطب [124] .6. تالله لا أنسي ابن فاطم والعدي تهدي اليه بوارقا و رعودا7. قتلوا به بدرا فاظلم ليلهم فغدوا قياما في الضلال قعودا8. ساموه أن يرد الهوان أو المنية والمسود لا يكون مسودا9. فانصاع لا يعبا بهم عن عدة كثرت عليه و لا يخاف عديدا [125] .10. مابعد يوم ابن النبي سوي المدامع و السهاد [ صفحه 113] 11. قتل ابن بنت محمد لرضي يزيد عن زياد12. اشلاؤه فوق الصعيد ورأسه فوق الصعاد [126] .1. با گونه‌اي نرم و لطيف در جلو ضربه‌ي نيزه‌ها ايستاد.(سپر او گونه‌ي نرم او بود).2. با حالت تشنگي، مرگ را همچون آب زلال سلسبيل نوشيد.3. بعد از اينكه مردم را به راه راست هدايت كرد، خورشيد غروب كرد.4. با همان دستي كه مادرت زهرا را زدند، به اسارت خواهرت دست يازيدند.5. همان دست ستمگر بود كه براي آتش جنگي كه تو در آن سوختي هيزم فراهم آورد.6. به خدا سوگند كه هرگز پسر فاطمه (س) را در آن هنگام كه دشمنان مانند رعد و برق به او حمله‌ور شدند، فراموش نمي‌كنم.7. با كشتن او گويي ماه كامل را كشته‌اند و شب آنها تيره و تار گشته و در همه حال در گمراهي به‌سر مي‌برند.8. به او گفتند: يا ذلت را بپذير يا مرگ را. ولي مولا هيچگاه برده نمي‌شود.9. آنها را رها كرد و به ايشان اهميتي نداد و با اينكه تعدادشان زياد بود ترسي از آنها به دل راه نداد.10. بعد از شهادت فرزند پيامبر صلي الله عليه و آله غير از اشك و اندوه چيزي نمانده است.11. فرزند دختر پيامبر صلي الله عليه و آله كشته شد تا يزيد از (ابن) زياد راضي شود.12. بدن او پاره پاره بر خاك افتاد و سر او بر بالاي نيزه رفت. [ صفحه 114]

محمد علي اعسم‌

شيخ محمد علي اعسم بن شيخ حسين بن شيخ محمد زبيدي نجفي، در حدود سال 1154 ه.ق. در نجف متولد شده و به سال 1233 ه.ق.در نجف وفات يافت و در صحن مرتضوي دفن شد.1. و كم منزل قد سما بالنزيل و لو طاولته السما طالها2. بنفسي كراما سخت بالنفوس بيوم سمت فيه امثالها3. و صالوا كصولة اسد العرين رأت في يد القوم اشبالها4. تري أن في الموت طول الحياة فكادت تسابق آجالها5. و لم يبق للسبط من ناصر يلاقي من الحرب اهوالها6. بنفسي فريدا احاطت به عداه فجاهد ابطالها7. الي ان هوي فوق وجد الثري «و زلزلت الارض زلزالها» [127] .8. تراهم علي الارض مثل النجوم مع البدر و الخسف قد غالها9. قد استأصلوا عترة المصطفي و لم يخلق الكون الا لها [128] .1. چه منزل بلند مرتبه‌اي است كه ساكنان آن در رفعت از آسمان بالاترند.2. جان من فداي افراد كريمي باد كه در روزي كه با ياران خود به آسمان ها پرواز كردند، جان خود را بخشيدند.3. آنها مانند شيراني كه فرزندان خود را گرفتار مي‌بينند(به دشمن) حمله كردند. [ صفحه 115] 4. آنها چون مي‌ديدند كه طول زندگي در مرگ است، در رسيدن به مرگ از يكديگر سبقت مي‌گرفتند.5. براي نوه‌ي پيامبر صلي الله عليه و آله ياوري باقي نماند كه در رويارويي آن نبرد سخت ايستادگي كند.6. جانم فداي كسي باد كه دشمنان او را محاصره كردند و او با قهرمانان آنها مجاهده كرد.7. تا آنگاه كه بر زمين افتاد و زلزله‌اي زمين را لرزاند.8. آنان كه بر خاك افتادند، گويي ستارگاني بودند كه به همراه قرص ماه منخسف شدند.9. آنها خانواده‌ي پيامبر صلي الله عليه و آله را كه هستي به خاطر آنها خلق شده است، درمانده كردند. [ صفحه 116]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه