- شروع مرثيهي عاشورايي 1
- مرثيهي عاشورايي در دوران ائمهي طاهرين 1
- مقدمه مؤسسه 1
- اثر اجتماعي و فرهنگي شعر 1
- مقدمه مؤلف 1
- عاشورا در ادب فارسي 2
- شهيدان راه آزادي و عدالت 2
- مرثيه سرايي و تأثير فردي و اجتماعي آن 2
- ديدگاهها 2
- فرمانرواي دلها 2
- نسل امروز و شعر مرثيه 3
- اسوههاي عدالت 3
- آخرين سخن 3
- يادآوري 3
- وسعت دامنهي نهضت 3
- نمونههايي از سرودههاي شاعران عرب 4
- بشير بن جذلم 4
- عقبة بن عمروا السهمي 4
- يحيي بن حكم 4
- ابوالاسود دولي 4
- جعفر بن عفان طائي 5
- كميت 5
- ابوالرميح خزاعي 5
- سيد حميري 5
- سليمان بن قته 5
- دعبل خزاعي 6
- صنوبري 6
- علي بن محمد بسامي 6
- امام شافعي 6
- منصور نمري 6
- سعيد بن هاشم خالدي 7
- ابوالقاسم زاهي 7
- جوهري 7
- صاحب بن عباد 7
- محمد بن هاشم خالدي 7
- ابوالعلاء معري 8
- شريف مرتضي 8
- شريف رضي 8
- ابونصر بن نباته 8
- ابن حماد العبدي 8
- طلايع بن رزيك 9
- امير عبدالله خفاجي 9
- زيد بن سهل موصلي نحوي 9
- حسن بن علي زبير 9
- قاضي جليس 9
- سعيد بن مكي نيلي 10
- صردر 10
- ابن معلم واسطي 10
- ابن الصيفي 10
- فقيه عماره يماني 10
- احمد بن عيسي هاشمي 11
- صفوان بن ادريس 11
- ابوالحسن خليعي 11
- حسن بن راشد حلي 11
- عبدالرحمن كتاني 11
- معتوق موسوي 12
- امير حسين كوكباني 12
- شيخ جعفر خطي 12
- شيخ بهايي 12
- علي فقيه عادلي 12
- مهدي بحرالعلوم 13
- محمد اميرالحاج 13
- ابراهيم عاملي 13
- ابراهيم حاريصي عاملي 13
- ملا كاظم أزري 13
- محمد علي اعسم 14
- جواد عاملي 14
- ابراهيم عطار 14
- هاشم كعبي 14
- ابراهيم بغدادي 14
- صادق عاملي 15
- علي كاشف الغطاء 15
- عبدالحسين أعسم 15
- محمد ادهمي 15
- محمد بن خلفه 15
- صالح بن طعان 16
- صالح تميمي 16
- حسن قفطان 16
- عبدالباقي عمري 16
- ابراهيم مخزومي عاملي 16
- موسي طالقاني 17
- ابراهيم قفطان 17
- احمد بن قفطان 17
- عبدالرضا خطي 17
- صالح كواز 17
- عباس زغيب 18
- محسن ابوالحب 18
- حسون عبدالله 18
- داود حلي 18
- حيدر حلي 18
- جعفر حلي 19
- عباس زيوري 19
- علي ترك 19
- حمادي نوح 19
- صالح قزويني نجفي 19
- ابوبكر حسيني 20
- عبدالحسين جواهر 20
- حسين محمود 20
- حمادي نوح 20
- رضا هندي 20
- حسن محمود امين 21
- عبدالحسين ازري 21
- حسين علي اعظمي 21
- خليل مغنيه 21
- سليمان ظاهر 21
- محمد رضا شبيبي 22
- مهدي مطر 22
- عبدالحسين حويزي 22
- حسن دجيلي 22
- محمد علي اردوبادي 22
- امير معزي 23
- نمونهاي از سرودههاي شاعران فارسي زبان 23
- اديب صابر 23
- قوامي رازي 23
- حكيم سنايي 23
- كسايي مروزي 23
- سيف فرغاني 24
- خواجوي كرماني 24
- عطار نيشابوري 24
- كمال الدين اصفهاني 24
- مولوي 24
- ابن حسام خوسفي 25
- بابافغاني شيرازي 25
- شاه داعي شيرازي 25
- سلمان ساوجي 25
- ابن يمين 25
- محتشم كاشاني 26
- فضولي بغدادي 26
- وحشي بافقي 26
- اهلي شيرازي 26
- نظيري نيشابوري 26
- احقر كشميري 27
- فياض لاهيجي 27
- محمد حسين آذربايجاني 27
- حكيم شفايي 27
- ميرزا صابر زوارهاي 27
- واعظ قزويني 28
- تأثير تبريزي 28
- عاشق اصفهاني 28
- حزين لاهيجي 28
- صائب تبريزي 28
- وصال شيرازي 29
- فتحعلي خان صبا 29
- فتحعلي شاه 29
- نشاط اصفهاني 29
- صباحي بيدگلي 29
- غالب دهلوي 30
- سروش اصفهاني 30
- گلبن كازروني 30
- يغماي جندقي 30
- داوري شيرازي 30
- خاكي شيرازي 31
- هماي شيرازي 31
- رضا قلي خان هدايت 31
- جيحون يزدي 31
- نياز اصفهاني جوشقاني 31
- نير تبريزي 32
- صفي علي شاه 32
- محيط قمي 32
- محمود خان ملك الشعرا 32
- صفايي جندقي 32
- صامت بروجردي 33
- صبوري خراساني 33
- اديب فراهاني 33
- عمان ساماني 33
- طرب شيرازي 33
- اقبال لاهوري 34
- فؤاد كرماني 34
- ايرج ميرزا 34
- رفعت سمناني 34
- مدرس اصفهاني بيدآبادي 34
- ملك الشعراي بهار 35
- كمپاني 35
- عبدالسلام تربتي خاموش 35
- اديب السلطنه 35
- نمونهاي از سرودههاي شاعران فارسي زبان معاصر 35
- ناظر زادهي كرماني 36
- جلال الدين همايي 36
- ذبيح الله خسروي 36
- ابراهيم شريفي پور شيرازي 36
- جواد غفورزاده شفق 36
- زين العابدين گلپايگاني 37
- يوسفعلي ميرشكاك 37
- ابوالقاسم لاهوتي 37
- حسين اسرافيلي 37
- محمد رضا شفيعي كدكني 37
- حبيب چايچيان 38
- عبدالعلي نگارنده 38
- قادر طهماسبي 38
- اكبر دخيلي 38
- ابوالقاسم حالت 38
- فجر فرهمند 39
- حسينعلي ركن منظر 39
- حسين مسرور 39
- احمد كمالپور 39
- نعمت ميرزازاده 39
- علي موسوي گرمارودي 40
- صابر همداني 40
- حسين حسيني 40
- پژمان بختياري 40
- اميري فيروز كوهي 40
- سعيد بيابانكي 41
- پاورقي 41
صالح تميمي
ابو سعيد شيخ صالح بن علي معروف به شيخ صالح تميمي، به سال 1218 ه.ق. در كاظميه به دنيا آمده و به سال 1261 ه.ق. در همان شهر وفات يافته و دفن شده است.1.قساورة يوم القراع رماحهم تكفلن ارزاق النسور القشاعم2. مقلدة من عزمها بصوارم لدي الروع امضي من حدود الصوارم3. اشد نزالا من ليوث ضراغم و اجري نوالا من بحور خضارم4. غدا ضاحكا هذا و ذا متبسما سرورا و ما ثغر المنون بباسم5. و ما سمعت اذني من الناس ذاهبا الي الموت تعلوه مسرة قادم6. كأنهم يوم الطفوف و للظبا هنالك شغل شاغل بالجماجم [135] .7. رجال طلقوا الدنيا و من ذا صبا لطلاق كاعبة النهود8. دعاهم نجل قاطمة ليوم يشيب لذكره رأس الوليد9. كأن رماحهم تتلوا عليهم لصدق الطعن اوفوا بالعقود10. اذا ما هز عسال تصابوا كما يصبي الي هز القدود11. فليس يصافح الحوراء الا فتي يهوي مصافحة الحديد [136] .1. آنها در روز جنگ ماند شيرهايي بودند كه نيزههايشان رزق كركسهاي بزرگ را تأمين ميكرد. [ صفحه 122] 2. در هنگام جنگ، عزم و ارادهاي را همانند شمشير به خود بسته بودند كه (اين اراده) از لبههاي شمشيرهايشان تيزتر و استواتر بود.3. مبارزهي آنها با دشمنان از مبارزهي شيران خشمگين، سختتر و قدرت آنها در جنگ مانند درياي طوفاني بود.4. چهره هاي آنان خندان و متبسم و شادمان بود. ولي مرگ با قيافهي خشمگين به سوي آنان ميشتافت.5. هيچگاه نشنيدهام كه گروهي از مردم چنين شادمان به استقبال مرگ بروند، گويي كه از مسافر عزيزي استقبال ميكنند.6. گويي آنان در طف با لبهي تيز شمشيرها به جدا كردن جمجمههاي دشمن، سخت مشغول بودند.7. آنها مرداني بودند كه دنيا را طلاق دادند. غير از آنها چه كسي مي تواند دختري زيبا روي را طلاق دهد.8. پسر فاطمه (س) آنها را براي روزي فرا خواند كه ياد آن، طفل را پير ميكند.9. چون با خلوص نيت ميچنگيدند گويي نيزهها به آنها ميگفتند: به عهدتان وفا كنيد.10. حركت نيزهها در نظر آنان همانند رقص زيبارويان بود.11. با حوريان بهشتي كسي مصافحه و ديدار نميكند مگر جوانمردي كه با آهن(شمشير و نيزه) مصافحه نمايد. [ صفحه 123]
عبدالباقي عمري
عبدالباقي بن سليمان بن احمد عمري فاروقي موصلي، به سال 1204 ه.ق. در موصل متولد شده و در بغداد مناصب حكومتي داشته است. او به سال 1279 ه.ق.در بغداد وفات يافت و در همانجا دفن شد. نسب او به عمر بن خطاب ميرسد و قصيدهاي در مدح اميرالمؤمنين علي عليهالسلام دارد.1. قضي نحبه في يوم عاشور من غدت عليه العقول و العشر تلطم بالعشر2. قضي نحبه من ارح للحرب خائضا ببحر دم فانصب بحر علي بحر [137] .1.عقول ده گانه در مصيبت كسي كه در روز عاشورا به شهادت رسيد، دست بر سر زدند.2. او دريايي از علم بود كه (در روز عاشورا) در ميان دريايي از خون غرق شد. [ صفحه 124]
حسن قفطان
شيخ حسن بن علي عبدالحسين سعدي، به سال 1199 ه.ق. در نجف متولد شده و در سال 1279 ه.ق. در همانجا درگذشت و در ايوان بزرگ صحن مرتضوي مدفون گرديد.1. يتلسقون مطهما يستصحبون مثقفا يتقلدون مذكرا2. نصروا ابن بنت نبيهم فتسنموا عزا لهم في النشأتين و مفخرا3. حتي أبيدوا و الرياح تكفلت بجهازهم كفنا حنوطا أقبرا4. يا كربلا طلت السماء مراتبا شرفا تمنت بعضه امالقري [138] .5. نفسي الفداء لسيد خانت مواثقه الرعيه6.رامت امية ذلة بالسم لا عزت اميه7. فأبي اباء الاسد مختارا علي الذل المنية8. فهناك صالت دونه آساد غيل هاشمية9. سلبت محاسنه القنا الا مكارمه السنيه [139] .1. (آنان) در حاليكه شمشيرهاي برده او حمايل كرده و نيزههاي بلند و استوار بدست گرفته بودند، بر اسبهاي نيرومند سوار شده و،2. به ياري فرزند دختر پيامبر صلي الله عليه و آله شتافتند و افتخار دو جهان را به دست آوردند.3. تا اينكه به شهادت رسيدند و بادها كفنپوشان و حنوط و دفن آنها را عهدهدار شدند. [ صفحه 125] 4. اي كربلا، شرف تو از آسمان فراتر رفت. چنانكه امالقري (مكه) قدري از اين شرافت را آرزو ميكند.5. جانم فداي آقايي كه مردم در عهد خود نسبت به او خيانت ورزيدند.6. بنياميه ميخواستند به مسالمت و در حال صلح، او را ذليل كنند. خدا هيچگاه آنها را عزيز نگرداند.7. او مانند شيري به اختيار خود مرگ را به ذلت ترجيح داد و آن را برگزيد.8. در آن صحنه، شجاعان بنيهاشم مانند شيرهاي بيشه از او دفاع كردند.9. نيزه، سيماي نيكوي او را گرفت، لكن نتوانست فضايل والاي او را از وي بگيرد. [ صفحه 126]
صالح بن طعان
شيخ صالح بن طعان بن ناصر بن علي ستري بحراني بركوياني، به سال 1281 ه.ق. در مكه به بيماري طاعون درگذشت. او ديواني در مراثي اهل بيت عليهم السلام دارد.1. كل تلوذ بأخري خوف آسرها لوذ القطا خوف بأس الباشق الضخم [140] .1. هر يك از آنان (زنان و كودكان) از بيم اسارت به ديگري پناه ميبرد مانند پرندگاني كه از ترس باز شكاري پنهان شوند. [ صفحه 127]
ابراهيم مخزومي عاملي
شيخ ابراهيم بن شيخ صادق مخزومي عاملي، به سال 1221 ه.ق. در يكي از نواحي جبل عامل متولد شد و به سال 1284ه.ق. در همانجا درگذشت. او مردي عالم بود و اشعار فراواني از وي نقل شده است. [141] .1. (آنان) بزرگواراني بودند كه جامهاي زلال دوستي را از چشمهي يقين نوشيدند.2. در آن هنگام كه خمير آدم سرشته نشده بود، جد آنها در آفرينش بر آدم عليهالسلام پيشي گرفته بود.3. آنها هيچ عيب و نقصي نداشتند مگر اينكه در جنگ از مرگ نميهراسيدند. [ صفحه 128]