سیری در مرثیهی عاشورایی صفحه 29

صفحه 29

آقا محمد اصفهاني متخلص به «عاشق» به سال 1111ه.ق. در اصفهان متولد شد. او از شاعراني است كه در قرن دوازدهم هجري به مخالفت با طرز شاعري قرن دهم و يازدهم كه معروف به سبك هندي است برخاسته و سبك شاعران قديم خراسان و عراق را تجديد كرده‌اند. ديوان غزلياتش مشهور و در غزل پيرو شاعران قرنهاي هفتم و هشتم هجري است. [234] .آن روز گشت خون دل ما به ما حلال كآلوده چرخ، پنجه به خون نبي و آل‌صد قرن بگذرد اگر از دور آسمان از جبهه‌ي جهان نرود گرد اين ملال‌بيرون نرفت گر ز تنم جان، غريب نيست اين ماجرا تمام نگنجيد در خيال‌با اين دو چشم تر چه قدر خون توان فشاند گيرم رود به گريه مرا عمر، ماه و سال‌يك عمر چيست؟ گر بودم صد چو عمر نوح كم باشد از براي چنين ماتمي مجال‌بيش از هزار سال شد اكنون كه ماتم است از بهر او هنوز چنين ماتمي كم است‌در خون كشيده پيكر داراي دين ببين از تن جدا فتاده سر نازنين ببين‌شهباز عرش را به هواي ديار قدس در خون خويش بال فشان در زمين ببين‌زين گرگ سالخورده كه در خون كشيده است نور دو چشم شير خدا را به كين ببين‌طفلان خردسال حرم را نظاره كن بر چشمشان ز شوق پدر آستين ببين‌در خيمه‌ي حرم ز يتيمان فغان نگر در آن ميانه، ناله‌ي روح الامين ببين [ صفحه 225] نور دو چشم فاطمه و بوتراب كو؟ تاريك گشت هر دو جهان، آفتاب كو؟غلمان و حور تعزيه دارند و سوگوار اي روزگار، سيد اهل شباب كو؟زين العباد را كه به زنجير مي‌كشندجد بزرگوار كجا رفت و باب كو؟ [ صفحه 226]

صباحي بيدگلي

حاجي سليمان بيد گلي كاشاني، شاعر اواخر قرن دوازدهم و آغاز قرن سيزدهم هجري، در بيدگل از اعمال كاشان متولد شده است. وي مداح آغا محمدخان قاجار و استاد و ممدوح ملك‌الشعرا فتحعلي خان صباي كاشاني بود. صباحي به سال 1218ه.ق. وفات يافته است. ديوانش شامل قصايد، تركيب بند، غزليات، مراثي و رباعيات است. او در مرثيه‌سرايي مهارت داشت و چهارده بند او كه به تقليد كليم ساخته مشهور است. [235] .افتاد شامگه به كنار افق نگون خور چون سر برديه ازين طشت واژگون‌افكند چرخ مغفر زرين و از شفق در خون كشيد دامن خفتان نيلگون‌اجزاي روزگار ز بس ديده انقلاب گرديد چرخ بي‌حركت، خاك بي‌سكون‌كند امهات اربعه، زآباي سبعه دل گفتي خلل فتاد به تركيب كاف و نون‌آماده‌ي قيامت موعود هر كسي كايزد وفا به وعده مگر مي‌كند كنون‌گفتم محرم است نمود از شفق هلال چون ناخني كه غمزده‌ي آلايدش به خون‌يا گوشواره‌اي كه سپهرش ز گوش عرش هر ساله در عزاي شه دين كند برون‌يا ساغري است پيش لب آورده آفتاب بر ياد شاه تشنه لبان كرده سرنگون‌جان امير بدر و روان شه حنين سالار سروران سر از تن جدا حسين‌افتاد رايت صف پيكار كربلا لب تشنه صيد وادي خونخوار كربلاآن روز، روز آل علي تيره شد كه تافت چون مهر از سنان سر سردار كربلاپژمرده غنچه‌ي لب گلگونش از عطش وز خونش آب خورده خس و خار كربلا [ صفحه 227] ماتم فكند رحل اقامت، دمي كه خاست بانگ رحيل قافله سالار كربلاگويم چه سرگذشت شهيدان؟ كه دست چرخ با خون نوشته بر در و ديوار كربلاافسانه‌اي كه كس نتواند شنيدنش يارب به اهل بيت چه آمد ز ديدنش؟چون شد بساط آل نبي در زمانه طي آمد بهار گلشن دين را زمان دي‌يثرب به باد رفت به تعبير ملك شام بطحا خراب شد به تمناي ملك ري‌سرگشته بانوان حرم گرد شاه دين چون دختران نعش به پيرامن جدي‌نه مانده غير او كسي از ياوران قوم نه زنده غير او كسي از همرمان حي‌آمد به سوي مقتل و بر هر كه مي‌گذشت مي‌شست زآب ديده غبار از عذار وي‌بنهاد رو به روي برادر كه يا اخا در بركشيد تنگ پسر را كه يا بني‌غمگين مباش كآمدمت اينك از قفا دل شاد دار، مي‌رسمت اين زمان ز پي‌چون تشنگي، عنان ز كف شاه دين گرفت از پشت زين، قرار به روي زمين گرفت‌پس بي‌حياي آه، كه دستش بريده باد از دست داد دين و سر از شاه دين گرفت‌داغ شهادت علي، ايام تازه كرد از نو، جهان عزاي رسول امين گرفت‌هم پاي پيل خاك حرم را به باد داد هم اهرمن، ز دست سليمان نگين گرفت‌از خاك، خون ناحق يحيي گرفت جوش عيسي زدار، راه سپهر برين گرفت‌گشتند انبيا همه گريان و بوالبشر بر چشم تر، ز شرم نبي آستين گرفت‌كردند پس به نيزه، سري را كه آفتاب از شرم او نهفت، رخ زرد در نقاب‌اي جان پاك، بي تو مرا جان به تن دريغ از تيغ ظلم كشته تو و زنده من،دريغ‌عريان چراست اين تن بي سر، مگر بود بر كشتگان آل پيمبر كفن دريغ؟شير خدا به خواب خوش و كرده گرگ چرخ رنگين به خون يوسف من پيرهن دريغ [ صفحه 228] خشك از سموم حادثه گلزار اهل بيت خرم ز سبزه، دامن ربع و دمن دريغ‌آل نبي غريب و به دست ستم اسير آل زياد، كامروا در وطن دريغ‌كرد آفتاب يثرب و بطحا غروب و تافت شعري ز شام باز و سهيل از يمن دريغ‌غلتان ز تيغ ظلم، سليمان به خاك و خون وز خون او حنا به كف اهرمن دريغ‌گفتم ز صد يكي به تو، حال دل خراب تا حشر ماند بر دل من حسرت جواب‌ترسم دمي كه پرسش اين ماجرا شود دامان رحمت از كف مردم رها شودترسم كه در شفات امت به روز حشر خاموش ازين گناه، لب انبيا شودترسم كزين جفا نتواند جفا كشي در معرض شكايت اهل جفا شودآن از دمي كه سرور لب‌تشنگان حسين سرگرم شكوه، با سر از تن جدا شودفرياد از آن زمان كه ز بيداد كوفيان هنگام دادخواهي خيرالنسا شودباشد كه را ز داور محشر اميد عفو چون دادخواه، شافع روز جزا شود؟مشكل كه تر شود لبي از بحر مغفرت گرنه شفيع، تشنه لب كربلا شودكي باشد اين كه گرم شود گير و دار حشر؟ تا داد اهل بيت كردگار حشريارب بناي عالم ازين پس خراب باد افلاك را درنگ و زمين را شتاب بادتا روز دادخواهي آل نبي شود از پيش چشم، مرتفع اين نه حجاب بادآلوده شد جهان همه از لوث اين گناه دامان خاك شسته ز طوفان آب بادلب تشنه شد شهيد، جگر گوشه‌ي رسول هر جا كه چشمه‌اي‌ست به عالم، سراب بادآن كو دلش به حسرت آل نبي نسوخت مرغ دلش بر آتش حسرت كباب باددر موقف حساب، صباحي چو پا نهاد جايش به سايه‌ي علم بوتراب بادكاميدوار نيست به نيروي طاعتي دارد ز اهل بيت، اميد شفاعتي [ صفحه 229]

فتحعلي خان صبا

ملك‌الشعرا فتحعلي‌خان كاشاني، شاگرد صباحي كاشاني و ملك‌الشعراي فتحعلي‌شاه قاجار بود. او به سال 1238 ه.ق. درگذشته است. صبا علاوه بر ديوان قصايد، مثنوي‌هاي مشهوري دارد. مانند: شهنشاه‌نامه كه حماسه‌اي است ديني درباره‌ي پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله و علي بن ابي طالب عليه‌السلام، عبرت‌نامه، گلشن صبا (به تقليد بوستان). صبا نخستين شاعري است كه ثمره‌ي نهضت بازگشت ادبي در اشعار او به وقت تمام مشاهده مي‌شود. [236] .پير فرمان يزدان، پيشواي دين حسين ماه برج مصطفي و در درج بوتراب‌آن كه بر نام همايون وي از عرش برين عقل كل آمد خطيب خطبه‌ي فصل الخطاب‌هم علي را از علو منزلت قايم مقام هم نبي را از سمو مرتبت نايب مناب‌زيب آغوش بتول و گوشوار گوش عرش زينت دوش رسول و معني ام‌الكتاب‌آخر اي بيدادگر گردون، به پيش دادگر مصطفي را چون دهي زين جور بي پايان جواب؟آل مروان را به لب از ساقي گلچهره، مي آل طه را جگر از آتش حسرت كباب [ صفحه 230] آفتاب روي او تابان ز رمح مشركان باد يارب منكسف، تا حشر روي آفتاب‌روز مشحر تا شفيع شيعيان گردد، كشيد شافع يوم الحساب اين ظلمهاي بي‌حساب [ صفحه 231]

نشاط اصفهاني

ميرزا عبدالوهاب ملقب به «معتمد الدوله» متخلص به «نشاط» به سال 1175 ه.ق. متولد شده و از سال 1218 ه.ق.در تهران مي‌زيست. او در دربار فتحعلي شاه قاجار، صاحب ديوان بود. نشاط داراي خط و انشا بوده و از بزرگترين شاعران عقد قاجار است. در اشعار او آثار نهضت بازگشت ادبي را مي توان ديد. نشاط به سال، 1244 ه.ق. درگذشته است. [237] .سيد كونين، سبط مصطفي بهترين فرزند خيرالاولياپروريده حق در آغوش بتول زيب دامان، زينت دوش رسول‌منبع هستي ست آن فرخنده ذات رشحه رشحه زو رسد بر كاينات‌قوه‌ها را سوي فعل آورد او نيك را ممتاز از بد كرد اورهنمونش كرد خود بر قتل خويش پس بيفكندش سر تسليم، پيش‌مصطفاي دودمان ارتضا مرتضاي خاندان اصطفاجمله هستيها طفيل هست او زور بازوي يدالله دست اوگرنه خود از زندگي سير آمدي عاجز از روباه كي شير آمدي؟اين سعادت از ازل اندوخته ست اين شهادت از علي آموخته است‌چون پيام دوست، از دشمن شنفت زير زخم تيغ دشمن «فزت» [238] گفت‌هر كه را از دوستانش خواند دوست زير تيغ دشمنان بنشاند دوست‌از نخست افتاد چون مقبول عشق لاجرم شد عاقبت مقتول عشق [ صفحه 232] گر حديث ما تو را آيد عجب گفت حق خود را در حديث «من طلب» [239] .طالب من گر شود يكره كسي راهها بنمايش هر سو بسي‌چون مرا بشناسد از آيات من عاشق آيد بر صفات و ذات من‌شد چو عاشق از من آگه شد همي زان پس او را زنده نگذارم دمي‌كشتن عاشق به هر مذهب رواست خاصه آن عاشق كه معشوقش خداست‌پس مرا زآيين و دين مصطفي بر شهيد خويش بايد خونبهاوانكه هم منظور و هم بقبول من گشت زان سان تا كه شد مقتول من‌هر دو عالم نيست خونش را بها غير من او را نشايد خونبهاخويش را نه رايگاني بخشمش كشته‌ام تا زندگاني بخشمش‌كشته‌ي عشق ار شوي زنده شوي تا ابد باقي و پاينده شوي‌عشقبازي را شعار ديگر است رسم او رسم ديار ديگر است [ صفحه 233]

فتحعلي شاه

پسر حسينقلي‌خان و دومين پادشاه سلسله‌ي قاجار است كه به سال 1212 ه.ق. به سلطنت رسيده است. او برادر زاده‌ي آغامحمد خان بوده و پيش از رسيدن به پادشاهي «باباخان» ناميده مي‌شده و حكمران فارس بوده است. او ادبا و شعرا دوست مي‌داشت و خود هم گاهي شعر مي‌گفت. [240] .شير خدا كجاست كه در دشت كربلا از چنگ گرگ يوسف خود را رها؟هر سو دلا به نيزه سر سروري ببين غلتان به خاك و خون زجفا، پيكري ببين‌گريان به درد داغ پدر كودكي نگر دل ريش از فراق پسر مادري ببين‌يا رب هميشه ديده‌ي خورشيد تار باد تا روز حشر سينه‌ي گردون فگار بادپوسته چشم زال فكل از خدنگ آه تاريك همچو ديده‌ي اسفنديار باد [ صفحه 234]

وصال شيرازي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه