سیری در مرثیهی عاشورایی صفحه 35

صفحه 35

محمد اقبال لاهوري شاعر متفكر پاكستاني، آخرين شاعر بزرگ فارسي‌گوي شبه قاره هندوستان است و بر همه‌ي استادان مقدم بر خود در آن سامان سبقت گرفته. تحصيلات وي در انگلستان و آلمان انجام گرفت و بعد سرمايه‌ي اسلامي خود را نيز به ميزان بسيار به آن افزود. او از پيشروان و اصلاح‌طلبان بزرگ مسلمان هند و از بانيان كشور پاكستان شمرده مي‌شود. به سال 1357 ه.ق. در سيالكوت پاكستان غربي وفات يافت. آثار او در مجموعه‌هايي به نام «پيام مشرق»، «زبور عجم»، «اسرار و رموز»، «ارمغان حجاز»، «جاويد نامه» و غيره مكرر به طبع رسيده است. [287] .اي امام عاشقان، پور بتول سرو آزادي ز بستان رسول‌الله الله باي بسم الله، پدر معني «ذبح عظيم» [288] آمد پسرسرخ رو عشق غيور از خون او سرخي اين مصرع از مضمون اودر ميان امت كيوان جناب همچون حرف «قل هو الله» [289] در كتاب‌زنده حق از قوت شبيري است باطل آخر داغ حسرت ميري است‌چون خلافت رشته از قرآن گسيخت حريت را زهر اندر كام ريخت‌خاست آن سر جلوه‌ي خيره‌ي خيرالامم چون سحاب قبله، باران در قدم‌بر زمين كربلا باريد و رفت لاله در ويرانه‌ها كاريد و رفت‌تا قيامت قطع استبداد كرد موج خون او چمن ايجاد كردبهر حق در خاك و خون غلتيده است پس بناي لا اله گرديده است‌راز ابراهيم و اسماعيل بود يعني آن اجمال را تفصيل بود [ صفحه 319] عزم او چون كوهساران استوار پايدار و تند سير و كامكارخون او تفسير اين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كردتيغ لا چون از ميان بيرون كشيد از رگ ارباب باطل خون كشيدنقش الا الله بسر صحرا نوشت سطر عنوان نجات ما نوشت‌رمز قرآن از حسين آموختيم زآتش او شعله‌ها افروختيم‌شوكت شام و فر بغداد رفت سطوت غرناطه هم از ياد رفت‌تار ما از زخمه‌اش لرزان هنوز تازه از تكبير او ايمان هنوزاي صبا اي پيك دور افتادگان اشك ما بر خاك پاك او رسان [290] . [ صفحه 320]

كمپاني

آيت‌الله محمد حسين غروي اصفهاني معروف به علامه‌ي كمپاني از بزرگترين مجتهدين عصر خود و داراي تأليفات گرانبهايي است. او مجتهد فيلسوف و شاعر و اهل تقوا و تهجد بود و به سال 1296 ه.ق. متولد شده و در سال 1361 ه.ق. در نجف اشرف درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد. [291] .نور حق در ظلمت شب رفت در خاك، اي دريغ با دلي از خون لبالب رفت در خاك، اي دريغ‌طلعت بيت‌الشرف را زهره‌ي تابنده بود آن كان تابنده كوكب، رفت در خاك، اي دريغ‌كعبه‌ي كروبيان و قبله‌ي روحانيان مستجار دين و مذهب رفت در خاك، اي دريغ‌ليلي حسن قدم به عقل اقدم همقدم اولين محبوبه‌ي رب رفت در خاك، اي دريغ‌حامل انوار و اسرار ولايت آن كه بود جبرئيلش طفل مكتب، رفت در خاك، اي دريغ‌آن كه بودي از محيط فيض وجودش كامياب هر بسيط و هر مركب، رفت در خاك، اي دريغ‌مصباح نور، جلوه‌گر اندر تنور بود يا در تنور، آيت «الله نور» [292] بودگاهي به اوج نيزه، گهي در حضيض خاك از غايت خفا و كمال ظهور بودگاهي مدار دايره‌ي سوز و ساز شد گاهي چو نقطه، مركز شور و نشور بودچشمه‌ي خور در فلك چارمين سوخت ز داغ دل ام‌البنين‌آه دل پرده‌نشين حيا برده دل از عيسي گردون‌نشين‌دامنش از لخت جگر، لاله‌زار خون دل و ديده روان ز آستين‌زهره ز ساز غم او نوحه‌گر مويه‌كنان، موي‌كنان، حور عبن‌ناله و فرياد جهانسوز او لرزه در افكند به عرش برين [ صفحه 321]

ملك الشعراي بهار

استاد محد تقي بهار فرزند ملك‌الشعراء صبوري، به سال 1304 ه.ق. در مهشد متولد شد و در سال 1371 ه.ق. /(1330ه ش.) درگذشت. بهار بزرگترين شاعر در چند قرن اخير است و قصايد وي با بهترين آثار اساتيد گذشته ادب فارسي برابري مي‌كند. وي سالها استاد دانشگاه تهران بود. ديوانش در دو جلد به طبع رسيده است. [293] .آسمانا، جز به كين آل پيغمبر نگشتي تا نكشتي آل زهرا را، ازين ره برنگشتي‌چون فكندي آتش كين در حريم آل ياسين زآه آتشبارشان چون شد كه خاكستر نگشتي؟چون بديدي مسلم اندر كوفه بي‌يار است و ياور از چه رو او را در آن بي‌ياوري ياور نگشتي؟چون دو طفل مسلم اندر كوفه گم كردند ره را از چه آن گم‌گشتگان را جانبي رهبر نگشتي؟چون تن آن كودكان از تيغ حارث گشت بي‌سر از چه رو بي‌تن نگشتي؟ از چه رو بي‌سر نگشتي؟چون شدند آن كودكان از فرقت مادر، گدازان از چه رو برگرد آن طفلان بي‌مادر نگشتي؟چون حسين بن علي با لشكر كين شد مقابل از چه پشتيبان آن سلطان بي‌لشكر نگشتي؟ [ صفحه 322] چون دچار موج غم شد كشتي آل محمد از چه رو اي زورق بيداد، بي‌لنگر نگشتي؟اي فلك، آل علي را از وطن آواره كردي زان سپس در كربلاشان بردي و بيچاره كردي‌تاختي از وادي ايمن، غزالان حرم را پس اسير پنجه‌ي گرگان آدمخواره كردي‌گوشوار عرش رحمان را بريدي سر، پس آنگه دخترانش را ز كين بي‌گوشوار و ياره كردي‌كودكي ديدي صغير، اندر ميان گاهواره چون نكردي شرم و از كين، قصد آن گهواره كردي؟سوختي از آتش كين خانه‌ي آل علي را ويستادي بر سر آن آتش و نظاره كردي [ صفحه 323]

اديب السلطنه

حسين سميعي ملقب به اديب‌السلطنه، متخلص به عطا به سال 1293 ه.ق. در رشت متولد شد. دوران طفوليت را در كرمانشاه و تهران بسر برد. او چند دوره به وزارت و نيز وكالت مجلس رسيد و انجمن ادبي تهران را نيز اداره مي‌كرد. سميعي به سال 1373 ه.ق. (1332 ش.) وفات يافت. يك ديوان اشعار و چند رساله از او باقي مانده است. [294] .اندر آن ساعت كه شد آغشته در خون پيكرش شمر آمد چون اجل با خنجر كين بر سرش‌من نگويم كه چه كرد، آنقدر شد كز ظلم شمر در بهشت عدن گريان گشت چشم مادرش‌بالله آن افتادن و در خاك و خون غلتان شدن آنقدر دشوار ننمودي كه داغ اكبرش‌آن سر انور كه در دامان احمد جاري داشت خولي بي دين چنان جا داد در خاكسترش‌آن كه با داور چنين خصمي نمود و كينه توخت عذر خوهي چيست روز حشر پيش داورش؟در مصاف جنگ چون از جور دشمن كشته شد اكبر و عباس و عبدالله و عون و جعفرش‌و اندر آن صحراي پر دشمن دگر باقي نماند بهر ياري يك نفر زان جمله يار و ياورش [ صفحه 324] ذوالجناح عشق را تا پهنه‌ي ميدان براند وين چنين با دشمنان كينه‌ور ارجوزه خواندكاي ضلالت پيشگان، فرزند پيغمبر منم قرة العين بتول و زاده‌ي حيدر منم‌گوشوار عرش يزدان، قوت قلب علي آنكه دايم بود در آغوش پيغمبر منم‌دين منم، ايمان منم، دنيا منم، عقبا منم معني قرآن منم، بگزيده‌ي داور منم‌معني طه منم والتين و الزيتون منم سدره و طوبي منم، جنت منم، كوثر منم‌آن كه پيش آستانش بهر تعظيم جلال روز تا شب گشته پشت آسمان چنبر منم‌روز محشر چون كنيد آخر كه خصمي مي‌كنيد با من مظلوم، چون خود شافع محشر منم‌خلق را چون آورند آن روز از بهر حساب دوست را آنجا جزا و خصم را كيفر كنم‌بر رخ من مي‌كشيد از كينه تيغ كين چرا؟ سعي داريد از براي كشتن چندين چرا؟ [ صفحه 325]

عبدالسلام تربتي خاموش

مرحوم عالم جليل القدر، حاج شيخ عبدالسلام تربتي، ملقب به شهاب‌الدين متولد 1298 ه.ق. او در ابتدا «خاموش» و سپس «شهاب» تخلص داشت.پرداخت چرخ سفله چو از كار كربلا بر ناقه بست بار دگر، بر كربلابر ناقه‌ي برهنه دگر باره برنشاند دست فلك كواكب سيار كربلاخورشيد با نجوم ثوابت به جاي ماند در بحر خون به روي خس و خار كربلاشد كاروان روانه و خود خفته در عقب بر خاك تيره، قافله سالار كربلابس گوهر يتيم مه در ريسمان كشيد برد ارمغان به كوفه ز بازار كربلاني ني نخفته، بل همه جا بر سر سنان مي‌رفت پا به پا، سر سردار كربلا [ صفحه 329]

نمونه‌اي از سروده‌هاي شاعران فارسي زبان معاصر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه