سیری در مرثیهی عاشورایی صفحه 41

صفحه 41

سعيد بيابانكي

شن بود و باد، قافله بود و غبار بود آن سوي دشت، حادثه چشم انتظار بودگويي به پيشباز نزول فرشته‌ها صحرا پر از ستاره دنباله‌دار بودمي‌سوخت در كوير عطشناك، روزه‌دار نخلي كه از رسول‌خدا يادگار بودنخلي كه از ميان هزاران هزار فصل شيواترين مقدمه‌ي نوبهار بودشن بود و باد، نخل شقايق تبار عشق تنديس واژگون شده اي در غبار بودمي‌آمد از غبار، تب‌آلود و شرمسار آشفته يال و شيهه‌زن و بي‌قرار بودبيرون دويد دختر زهرا ز خيمه‌گاه برگشته بود اسب ولي بي‌سوار بود

پاورقي

[1] لعبت هاشم بالملك و لا خبر جاء و لا وحي نزل (ادب الطف 247/1).

[2] شميسة كرم برجها قعر دنها فمشرقها الساقي و مغربها فمي و ان حرمت يوما علي دين أحمد فخذها علي دين المسيح بن مريم (بررسي تاريخ عاشورا - مجموعه‌ي دكتر محمد آيتي/15).

[3] الا و ان الدعي بن الدعي قد ركز بين الثنتين: السله و الذله و هيهات منا الذله. (خطبه‌ي امام حسين عليه‌السلام).

[4] اما والله ان لوقد قتلتموني لقد القي الله بأسكم بينكم و سفك دمائكم. (از خطبه‌ي امام عليه‌السلام) و ايم الله اني لارجو ان يكرمني الله بهوانكم ثم ينتقم منكم من حيث لا تشعرون (از خطبه‌ي امام عليه‌السلام).

[5] يا ايتها النفس المطمئنه، ارجعي الي ربك راضية مرضية و ادخلي في عبادي و ادخلي جنتي (فجر /28).

[6] ليت اشياخي ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل لاهلوا واستهلوا فرحا ثم قالوا يا يزيد لا تشل لعبت هاشم بالمك فلا خبر جاء و لا وحي نزل بيت اول از ابن زبعري مشرك و بقيه ابيات سروده‌ي خود يزيد است كه از او استقبال كرده (منتهي‌الآمال 582/1).

[7] لقد طبتم و طابت الارض التي فيها دفنتم (زيارت وارث).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه