سیری در مرثیهی عاشورایی صفحه 8

صفحه 8

ابن حماد العبدي

ابوالحسن علي بن حماد بن عبيدالله عبدي بصري، در اوايل قرن چهارم متولد شده و در اواخر همان قرن وفات يافته است.1. لا تأمن الدهر ان الدهر ذو غير و ذو لسانين في الدنيا و وجهين‌2. أخني علي عترة الهادي فشتتهم فما تري جامعا منهم بشخصين‌3. بعض بطيبة مدفون و بعضهم بكربلاء و بعض بالغريين‌4. و أرض طوس و سامرا و قد ضمنت بغداد بدرين حلا وسط قبرين‌5. صلي الاله عليهم كلما طلعت شمس و ما غربت عند العشائين [73] .6. دعني أنوح و أسعد النواحا مثلي بكي يوم الحسين و ناحا7. مستشرفا في رأس رمح رأسه كالشمس يتخذ البروج رماحا8. صلي الاله عليكم يا سادتي ما ساد نجم في الماء و لاحا [74] .9. سيعلم أعداء الحسين و رهطه اذا ما هم يوم المعاد أعيدوا10. و أقبلت الزهراء فاطم حولها ملائكة الرب الجليل جنود11. و في يدها ثوب الحسين مضمخ دما و دج يجري به و وريد12. فتبكي لها الاملاك كلا و عندها ينادي منادي الحق أين يزيد [ صفحه 73] 13. فيؤتي به سحبا و يؤتي بقوله و أوجههم بين الخلائق سود14. و يحشر هم ربي الي ناره التي يكون بها للظالمين خلود [75] .1. از دهر امان مجوي زيرا در تغيير و دگرگوني است و (اهل آن) داراي دو زبان و دو چهره است.2. او بر عترت پيامبر هدايت كننده‌ي مردم، خيانت كرد و آنان را پراكنده ساخت. چنان كه دو تن از آنان را در كنار هم نمي‌بيني.3. بعضي از آنان در مدينه مدفون هستند و بعضي در كربلا و برخي در كوفه و نجف.4. برخي در طوس و سامرا، و بغداد و نيز دو ماه از آنان را در كنار گرفته است، كه در ميان دو قبرند.5. تا مادامي كه خورشيد در صبح و شب طلوع و غروب مي‌كند، خدا بر آنان رحمت مي‌فرستد.6. بگذار تا نوحه‌سرايي كنم و كساني را كه همانند من بر قتل حسين عليه‌السلام گريه و نوحه مي‌كنند شاد كنم.7. سر او بر بالاي نيزه به همه جا اشراف دارد و مانند خورشيد از فراز نيزه‌ها نورافشاني مي‌كند.8. اي سروران من، تا هنگامي كه ستاره در آسمان نور مي‌افشاند، خدا بر شما درود فرستد.9. به زودي دشمنان حسين عليه‌السلام و پيروانشان (نيتجه‌ي كار خود را) خواهند فهميد و آن هنگامي است كه به عرصه‌ي رستاخيز فراخوانده شوند.10. روزي كه فاطمه‌ي زهرا (س) در حالي كه سپاه فرشتگان همراه اويند وارد عرصه‌ي رستاخيز مي‌شود. [ صفحه 74] 11. روزي كه جامه‌ي خونين حسين عليه‌السلام را كه خون رگهايش بر آن جاري است در دست دارد.12. در حالي كه فرشتگان بر فاطمه (س) مي‌گريند، ندا دهنده‌اي از سوي خدا ندا مي دهد كه يزيد كجاست؟13. در آن حال يزيد و گروهش را بر زمين مي‌كشند و مي‌آورند و صورتهايشان سياه است.14. آنگاه پروردگار من آنان را در دورن آتشي جاويد كه جاي ستمگران است جاي مي‌دهد. [ صفحه 75]

ابونصر بن نباته

ابونصر عبدالعزيز بن عمر بن محمد، مشهور به ابن نباته، به سال 405 ه.ق.در بغداد درگذشته است. او بيشتر عمر خود را در شهرهاي مختلف گذرانده و به مدح اميران و وزيران پرداخته است.1. والحسين الذي رأي في العز حياة و العيش في الذل قتلا [76] .1. حسين كسي است كه مرگ با عزت را زندگي و زندگي با ذلت را مرگ مي‌شمرد. [ صفحه 76]

شريف رضي

ذوالحسبين ابوالحسن محمد بن ابي‌احمد حسين بن موسي به سال 359 ه.ق.در بغداد به دنيا آمد. نسب او به امام موسي كاظم عليه‌السلام مي‌رسد. او به سال 406 ه.ق.درگذشت و در بغداد دفن شد، ولي مدتي بعد جسد او را به كربلا منتقل كردند.1. كربلا لا زلت كربا و بلا مالقي عندك آل‌المصطفي‌2. كم علي تربك لما صرعوا من دم سال و من دمع جري‌3. يا رسول‌الله لو عاينتهم و هم ما بين قتل وسبا4. من رميض يمنع الظل و من عاطش يسقي أنابيب القنا5. لرأت عيناك منهم منظرا للحشا شجوا و للعين قذي‌6. ليس هذا لرسول‌الله يا امة الطغيان و الغي جزي‌7. لو رسول‌الله يحيي بعده قعد اليوم عليه للعزي [77] .8. كانت مآتم بالعراق تعدها أموية بالشام من اعيادها9. يا غيرة الله اغضبي لنبيه و تزحزحي بالبيض عن أغمادها10. من عصبة ضاعت دماء محمد و بنيه بين يزيد ها و زيادها11. صفدات مال الله مل‌ء أكفها و أكف آل الله في أصفادها12. يا يوم عاشوراء كم لك لوعة تترقص الأحشاء من ايقادها [78] . [ صفحه 77] 1. اي كربلا، به خاطر پيش آمدهايي كه در تو براي آل مصطفي صلي الله عليه و آله رخ داد، هميشه محنت و بلا هستي.2. هنگامي كه آنها كشته شدند، چقدر خون و اشك بر خاك تو جاري شد.3. اي رسول‌خدا، اگر آنها را در هنگامي كه به قتل و اسارت گرفتار شدند مي‌ديدي،4. كساني كه در برابر حرارت آفتاب سايه و سرپناهي نداشتند و تشنگي آنها را نيزه‌ها سيراب مي‌كرد،5. منظره‌اي مي‌ديدي كه با دين آن حزني سنگين تو را فرامي‌گرفت و چشمانت به درد مي‌آمد.6. اي امت سركش و طغيانگر، پاداش رسول‌خدا اين نيست.7. اگر امروز رسول‌خدا دوباره زنده شود، براي او (حسين عليه‌السلام) عزاداري بر پا مي‌كند.8. در عراق ماتم هايي است كه امويه در شام آنها را عيد به حساب مي‌آورند.9. اي غيرت خدا، بر آنچه كه بر پيامبر صلي الله عليه و آله پيش آمده خشم بگير و شمشيرها را از غلاف بيرون آور و انتقام بگير.10. گروهي كه از يزيد تا زياد خون محمد صلي الله عليه و آله و فرزندانش را ضايع كردند،11. دستهاي آنها از اموال خدا پر بود در حاليكه دست آل‌الله در زنجير بود.12. اي روز عاشورا، آنقدر اندوه دورني داري كه از سوزش آن تمام احشاء به جنبش درآمده‌اند. [ صفحه 78]

شريف مرتضي

ذوالمجدين ابوالقاسم علي بن ابي‌احمد حسين بن موسي، به سال 355 ه.ق.متولد شد. نسبت او به امام موسي كاظم عليه‌السلام مي‌رسيد و ملقب به علم الهدي است. او به سال 436 ه.ق.وفات يافت و در ابتدا در بغداد دفن شد، ولي بعد از مدتي جسدش را به كربلا منتقل كردند.1. قف بالديار المغفريات لعبت بها أيدي الشتات‌2. فاذا سألت فليس تسأل غير صم صامتات‌3. و اسأل عن القتلي الالي طرحوا علي شط الفرات‌4. و تيقنوا أن الحياة مع المذلة كالممات‌5. و منيتي في نصر هم أشهي الي من الحياة [79] .6. ان يوم الطف يوم كان للدين عصيبا7. لم يدع في القلب مني للمسرات نصيبا8. انه يوم نحيب فالتزم فيه النحيب [80] .1. در سرزميني كه بازيچه‌ي دست پراكندگي قرار گرفته و ويران شده، بايست.2. اگر بخواهي درباره‌ي آن ويراني سوال كني، بايد از اشياء و كر و لال بپرسي(همه چيز از بين رفته است).3. از كشتگاني كه در كنار فرات بر روي زمين افتاده‌اند بپرس. [ صفحه 79] آنها يقين دارند كه زندگي با خواري چون مرگ است.5. اگر در ياري آنها بميرم، برايم از زندگي لذتبخش‌تر است.6. روز عاشورا براي دين روزي سخت بود7. جاي هيچ شادي در قلب من نگذاشت.8. اين روز، روز غم و گريه است. پس در اين روز هميشه گريان باش. [ صفحه 80]

ابوالعلاء معري

ابوالعلا احمد بن عبدالله بن سلمان معري تنوخي، از قبيله‌ي قضاعة بود. او در سال 363 ه.ق.در معرة النعمان متولد شد و در سال 449 ه.ق.در همان شهر وفات يافت.1.و علي الدهر من دماء الشهيد ين علي و نجله شاهدان‌2. فهما في أواخر الليل فجرا ن و في اولياته شفقان‌3. ثبتا في قميصه ليجي‌ء ال حشر مستعديا الي الرحمن [81] .4. أري الأيام تفعل كل نكر فما أنا في العجائب مستزيد5. أليس قريشكم قتلت حسينا و كان علي خلافتكم يزيد [82] .1. روزگار از خون علي عليه‌السلام و فرزندش دو گواه (هميشگي) دارد.2. و آن دو گواه، رنگيني شفق در هنگام غروب و صبحدمان است.3. (اين رنگ) بر دامن (آسمان) ثبت شده است تا هنگامي كه (در رستاخيز) نزد خداي به دادخواهي برخيزد.4. مي‌بينم كه روزگار هر كار ناپسندي را انجام مي‌دهد و براي به شگفت‌آوردن من به بيش از اين احتياجي نيست.5. مگر نه اين است كه قريش شما، حسين عليه‌السلام را شهيد كردند و يزيد را بر مسند خلافت نشاندند؟ [ صفحه 81]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه