بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 122

صفحه 122

بوسه به زخم حلق شما می زند رباب

زحمت برای مادر و خلعت برای غیر

دیگر نگو که ناله چرا می زند رباب

قلب سکینه از غم تو تیر می کشد

در هرکجا که حرف تو را می زند رباب

چِقَدَر نیزه بلند است نیفتی پسرم

چِقَدَر نیزه بلند است نیفتی پسرم

چنگِ این حرمله­ی پست نیفتی پسرم

با وجودیکه رویِ ناقه و در زنجیرم

دلم از دور به تو هست نیفتی پسرم

هر طرف رفت سرت دست به آن سو بردم

نیزه دارِ تو بود مست نیفتی پسرم

در سفر شانه به شانه شده ای با عباس

به تو حالا نرسد دست نیفتی پسرم

کاش با روسریِ غارتیِ من قَدری

روی نی دورِ تو می بست نیفتی پسرم

بیشتر جایِ خودت را سرِ نِی محکم کن

سفرِ شام به پیش است نیفتی پسرم

نیزه خم می شد اگر، با دلِ صد چاک علی

می گرفتم ز سر و صورتِ تو خاک علی

بست بر روی سر عمامه پیغمبر را

بست بر روی سر عمامه پیغمبر را

رفت تا بلکه پشیمان بکند لشکر را

من به مهمانی تان سوی شما آمده ام

یادتان نیست نوشتید بیا؟ آمده ام

ننوشتید بیا کوه فراهم کردیم؟

پشت تو لشکر انبوه فراهم کردیم

ننوشتید زمین ها همه حاصلخیزند؟

باغ هامان همه دور از نفس پاییزند

ننوشتید که ما در دلمان غم داریم؟

در فراوانی این فصل تو را کم داریم

ننوشتید که هستیم تو را چشم به راه؟

نامه نامه لک لبیک ابا عبدالله

حرف هاتان همه از ریشه و بُن و باطل بود

چشمه هاتان همگی از ده بالا گِل بود

باز در آینه، کوفی صفتان رخ دادند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه