بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 128

صفحه 128

می خواستم چو لاله کنم هدیه ات به دوست

دشمن ز من به تیر سه شعبه تو را گرفت

از بس مصیبت تو عظیم است، بهر تو

باید تمام سال دمادم عزا گرفت

تیر آمد و ز حلق تو بر قلب من نشست

از آن گذشت و جا به دل مصطفی گرفت

نفرین به حرمله که به تیر سه شعبه ای

دار و ندار و هستی ما را ز ما گرفت

عمه برای من طلبید از خدای، صبر

مادر به خیمه بهر تو دستِ دعا گرفت

یهوده بهر کشتن من صف کشیده اند

با کشتن تو "حرمله" جانِ مرا گرفت

مادر نداشت آب به جز اشک چشم خویش

قاتل تو را ز شیر به تیرِ جفا گرفت

"میثم" به قبر کوچک اصغر نظاره کن

سرباز آخرم به دل خاک، جا گرفت

اگر چه حوصله ی شعر سر نیامده است

اگر چه حوصله ی شعر سر نیامده است

قلم ز عهده ی مدح تو بر نیامده است

به شهد غنچه ی لبهای سرخ تو سوگند

گلی شبیه تو از خاک در نیامده است

بزرگی تو چنان جلوه کرده در عالم

مجال عمر کَمَت در نظر نیامده است

به لطف منسب بابُ الحوائجْیت بُوَد

که توی حرف تو اصلاً اگر نیامده است

علی؛علیست چه اکبر؛چه اصغرش؛اصلاً

ز نام نامی تو خوبتر نیامده است

بدیل نیست برایت که در سرای حسین

پس از ظهور تو دیگر پسر نیامده است

چه جلوه ای تو ندانم که لطف نقّاشیْت

به ذهن این همه تصویرگر نیامده است

خبر رسیده لبت خنده داشت وقت سفر

اگر ز شورش اشکت خبر نیامده است

ازآن طرف دل مادر اسیر دلشوره ست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه