بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 149

صفحه 149

زهرا مگر از این دشت ، یا رب عبور کرده

بر روی ماه عباس ، این جلوه حسین است

آری قمر ز خورشید ، خود کسب نور کرده

آراست چون که قامت ، شد کربلا قیامت

برپا هزار محشر ،تا نفخ صور کرده

آسایش برادر چون بوده آرزویش

آمال دشمنان را ، یکسر به گور کرده

برگرد خیمه عباس ، تا صبح می دهد پاس

این ماه کربلا را ، دریای نور کرده

از اوج فکر انسان ، بنهاده پا فراتر

در خلوت حسینی درک حضور کرده

جز خدمت برادر ، نبوده رأی عباس

هر گه که در ضمیرش ، فکری خطور کرده

تا زنده عباس ، غارت نبود ممکن

فقدان او عدو را ، این حد جسور کرده

دشمن پس از ابوالفضل در فکر غارت افتاد

یارب چه با شهیدان ، سم ستور کرده

از رأس اطهر او ، پیدا بود که دشمن

این سر جدا ز پیکر ، باخشم و زور کرده

پیوسته کعبه عشق ، با قلب ماست نزدیک

ما را حسان گناهان ، زین قبله رو کرده

عاشورا

ای پاره پاره پیکر قرآن! سرت کجاست؟

ای پاره پاره پیکر قرآن! سرت کجاست؟

آه! ای سر بریده! بگو پیکرت کجاست

فریاد «وا عطش عطشا» رفته تا کجا

سقّای کودکان تو، آب آورت کجاست؟

ای ماه من! که ماه تمامیّ عالمی

ماه بلند قامت تو، اکبرت کجاست؟

بی نغمه مانده بر سر گهواره اش، رباب

شش ماهه ی نشسته به خون، اصغرت کجاست؟

ای خواب گاه و بسترت آغوش فاطمه!

عالم فدای بی کسی ات! مادرت کجاست؟

آمدم در قتلگه تا شاه را پیدا کنم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه