بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 153

صفحه 153

صحبت از درهم و طلا کردند

مرد خورجین به دست با سرعت

سمت دارالعماره می تازد

مرد خوش قولِ کوفه با جیبی

مملو از گوشواره می تازد

باد تند خزان چه سوزی داشت!

چند برگی ز لاله ای گم شد

در هیاهوی زیور زینب

گوشوارِ سه ساله ای گم شد

وای از هق هق النگوها

آسمان هم به گریه افتاده

در شلوغیِ عصر عاشورا

حرمله یاد هدیه افتاده

حرف خلخال را دگر نزنید

دردِسر ساز می شود به خدا

دختران تازه یادشان رفته

زخم ها باز می شود به خدا

سر عباس را به نیزه زدند

تا ببیند چه بر حرم رفته

تا ببیند نگاه یک لشگر

سمت بانوی محترم رفته

اینان که طبل خاتمه جنگ می زنند

اینان که طبل خاتمه جنگ می زنند

دیگر چرا به خیمۀ ما سنگ می زنند؟

باران تیر و حمله غارت شروع شد

نقشی دگر ز ننگ در این جنگ می زنند

با تیشۀ جهالت و ظلم و عنادشان

بر ریشۀ عدالت و فرهنگ می زنند

تا نام حق دگر پس از این نشنود کسی

آتش به بال مرغ شب آهنگ می زنند

غفلت نگر که نعرۀ مستی و بی غمی

پیش امام خسته و دلتنگ می زنند

غارتگران درون خیامند و کودکان

از ترسشان به دامن من چنگ می زنند

بر چهره های خسته و مات و پریده رنگ

با سیلیِ خشونت شان رنگ می زنند

قلب (حسان) به یاد اسیران کربلاست

در هر کجا که قافله ها زنگ می زنند

روز عاشوراست یا آغاز روز محشر است

روز عاشوراست یا آغاز روز محشر است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه