بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 156

صفحه 156

زینب نگهش بر قد خم گشتۀ زهرا

زهرا نگهش بر تن عریان حسین است

صحرای بلا گشته پر از لاله و ریحان

گل هاش همه زخم فراوان حسین است

در تشنگی روز جزا چشمۀ کوثر

چشمی ست که می گرید و گریان حسین است

از بس که کریم است کریم است کریم است

در مقتل خون شمر، ثناخوان حسین است

ترسم که به آتش بکشاند همه جا را

«میثم» که پر از شعلۀ سوزان حسین است

حالا که باز روضۀ هر شب شروع شد

حالا که باز روضۀ هر شب شروع شد

آوارگیِ موکبِ زینب شروع شد

می گفت مادرش که بمیرم برای او

تازه بکاء و نالۀ هر شب شروع شد

سوزی که از مقطع الاعضا گرفته بود

صوت الحزین شد و چو ، نِی از لب شروع شد

بعد از جدا شدن ز تن پاره پاره دید

درد و بلا و غصه لبالب شروع شد

وقتی زمان قافله سالاری اش رسید

زخم زبان و کینه مرتب شروع شد

گاهی تنور ، طور تجلای نور بود

گاهی ز دِیر نالۀ یا رب شروع شد

سرها به نیزه رفت و بدن ها به نیزه خفت

یعنی که اصل صحبت و مطلب شروع شد

خورشیدها به نیزه ، همه در تلاوتند

هشتاد و چند ضجّۀ کوکب شروع شد

زینب نظاره می کند و خطبه می کند

یعنی پیام تازۀ مکتب شروع شد

تفسیر کرد از نوک نیزه برادرش

آن آیه را که از لب زینب شروع شد

از قتلگاه تا دل کوفه و بلکه شام

اصلاح دین و مکتب و مذهب شروع شد

از اختران پاک و نجیبه مگو مگو!

توهین به دختران معذّب شروع شد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه