بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 163

صفحه 163

خورشید را به شعله کشیده ست در تنور

جز آسمان ابری این شام کوفه سوز

خورشیدِ سر بریده که دیده ست در تنور

دنبال طفل گمشده انگار بارها

با آن سر بریده دویده ست در تنور!

امشب چو گل شکفته ای از هم، مگر گلی

گلبوسه از لبان تو چیده ست در تنور؟

در بوسه های خواهر تو جان نهفته است

جانی که بر لب تو رسیده ست در تنور

آن شب که ماهتاب تو را می گریست زار

دیدم که رنگ شعله پریده ست در تنور

خورشید نهاد، سر به دامان تنور

خورشید نهاد، سر به دامان تنور

پیچیده شرار، بر دل و جان تنور

آن مهر سپهر عشق، در شب تابید

بر کون و مکان، ز شرق ایوان تنور

تا عرش از این واقعه گردید خبر

لرزید به سانِ قلبِ لرزانِ تنور

گفتا که چرا زینب من، گشت چنین

خاکستری از دامنِ زندانِ تنور

بانگی زدل تنور برخاست به عرش

کِای عرش بُود جانِ تو مهمانِ تنور

ای کاش شکسته بود دستی که بُرید

سَر از تن اطهرِ سلیمان تنور

جا داشت اگر که سیل اشکی گردد

جاری زِسحاب پر ز طوفان تنور

آن شب چه شبی بود که عالم تا حشر

سوزد زغمِ شامِ غریبان تنور

تا حشر بود نقش به دیباچه دل

آن قصه پر غصه به عنوان تنور

آن شب چه شبی بود که با امر خدا

جبرئل «امین» بود نگهبانِ تنور

امام سجاد (علیه السلام)

من یادگار دشت کربلایم

من یادگار دشت کربلایم

آزادۀ صحرای نینوایم

من عروه الوثقای شیعیانم

من چارمین مولای شیعیانم

من حجه اللهِ پس از حسینم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه