بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 231

صفحه 231

بر خلق ، راه رشد نبستید ای امام

دین از مناظرات تو آن روز پا گرفت

از علم و معرفت همه دل ها صفا گرفت

با هجرتِ تو عالم آل پیمبر است

اسلام در تمام ممالک بقا گرفت

اما چه زود ، قبلۀ ما را عدو ربود

گرم طواف ،کعبۀ ما را عدو ربود

گویی وفا به عهد تو آقا حرام شد

دور از خواص ، زهر جفایت بکام شد

خورشیدِ عمرِ زادۀ زهرا غروب کرد

یعنی که افتخار حضورت تمام شد

بسکه ز داغ مادر خود بوده ای حزین

در کوچه مثل حضرت او خورده ای زمین

پنجاه بار ، زانوی لرزان تو خمید

آن قامتِ چو سروِ خرامانِ تو خمید

انگار میلِ حجرۀ در بسته داشتی

آمد جواد و بر سرِ دامان تو خمید

شکر خدا که داغ جوانت ندیده ای

در خون و خاک سرو روانت ندیده ای

پرپر نشد جوان تو پیش نگاه تو

خنده نکرد ، دشمن تو بر سپاه تو

مثل حسین ، گیسوی خونین ندیده ای

خواهر نشد ، مقابل لشگر پناه تو

اشک پدر برای پسر دیدنی تر است

نعش پسر کنار پدر دیدنی تر است

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود

زهری توان مختصرش را گرفته بود

معلوم بود از وَجَناتش که رفتنی است

یعنی که رُخصت سفرش را گرفته بود

از بس شبیه مادرش افتاد بر زمین

در انتهای کوچه سرش را گرفته بود

تا رو به روی حجره خمیده خمیده رفت

از درد بی امان، کمرش را گرفته بود

چشم انتظار دیدن روی جواد بود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه