بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 25

صفحه 25

بهترینهای دو عالم را به من دادی حسین

یازده ماه است کارم را معطل کرده اند

خوب شد ماه محرم را به من دادی حسین

هر زمان دم میدهم یعنی ز تو دم میزنم

نیستم عیسا ولی دم را به من دادی حسین

خانه زاد کربلایم خانه ات آباد باد

خانه ام آباد شد غم را به من دادی حسین

پیش ختم الانبیا و پیش ختم الاوصیا

همنشینی دو خاتم را به من دادی حسین

من محرم تا محرم فطرس این خانه ام

بال من افتاد, بالم را به من دادی حسین

من حسینیه شدم رخت سیاهم پرچمم

ای به قربانت که پرچم را به من دادی حسین

کار با باران ندارم گریه هایم را نگیر

بهتر از باران زمزم را به من دادی حسین

ریزه خواران محرم سفره دار عالمند

سفره های چند حاتم را به من دادی حسین

من کنار سفره های روضه ات آدم شدم

توبه مقبول آدم را به من دادی حسین

عمری گذشت اما به درد تو نخوردم

عمری گذشت اما به درد تو نخوردم

شرمنده ام آقا به درد تو نخوردم

تو فکر من بودی ولیکن من نبودم

اصلاً به فکر نوکری کردن نبودم

من دور بودم، تو مرا نزدیک کردی

راه مرا از کربلا نزدیک کردی

گفتی اگر تو بی پناهی من حسینم

حتی اگر غرق گناهی، من حسینم

گفتی بیا پاک از گناهت می کنم من

تو رو به چاهی رو به راهت می کنم من

گفتی بیا مثل تو خیلی خار دارم

حتی برای مثل تو هم کار دارم

آواره ام، آواره را آواره تر کن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه