بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 3

صفحه 3

ولی افسوس که روزی من این کار نشد

همه ی ترس من این است بگویند آخر

بخت با منتقم سوخته دل یار نشد

اکر از بخت بدم زیر لحد خوابیدم

وگر از قسمت من نوکری یار نشد

بنویسید روی سنگ مزارم ناکام

بنویسید که او زائر دلدار نشد

علّتش چیست چرا از تو جدا افتادم؟

علّتش چیست چرا فرصت دیدار نشد؟

نفس اماره و شیطان و گناه و غفلت

علّت اینهاست اگر یار پدیدار نشد

گفته بودم که به دنبال معاصی نروم

گوش من هیچ بر این حرف بدهکار نشد

سر اعمال بهم ریخته ام گریانم

هرچه کردم نشوم مایه ی آزار نشد

تا به کی شاهد این بزم جسارت باشیم

تا به کی صبر، چرا لحظه ی پیکار نشد

قبر حجر بن عدی در دل عشّاق علی است

بخداوند اگر دشمن او خار نشد

مانده ام از چه به هنگام جسارت کردن

سقف و دیوار حرم بر سرش آوار نشد

حکمتی داشته که مادرتان بی قبر است

خوب شد خون به دل حیدر کرّار نشد

برای آمدنت گرچه چشمِ دنیا هست

برای آمدنت گرچه چشمِ دنیا هست

به خاک پا مگذاری که دیده ما هست

اگرچه باز گذشت و نیامدی امروز

دوباره وعده به دل می دهیم فردا هست

شنیده ایم که هستی تو، ما نمی بینیم

وگرنه ماه جمالت همیشه پیدا هست

برای آنکه به زیر قدومت اندازیم

هنوز یک سَرِ ناقابلی به تنها هست

نگو چو قطره ای افتاده ایم از چشمت

دَرون وسعتِ قلب تو تا اَبَد جا هست

برای مرهم زخمش اگرچه فاطمه نیست

ولی هنوز جراهات قلب مولا هست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه