بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 32

صفحه 32

که ای کریم کریمان به بذل و لطف و کرم

در این مدینه من از هرکسی فقیر ترم

نه از برای گدایی ز خلق رو دارم

نه پیش اهل و عیال خود آبرودارم

دل شکسته و قد هلالی آوردم

دلی زغصه پرو دست خالی آوردم

امام با گل لبخند رو به او آورد

ولی به نامه بنوشته اش نگاه نکرد

براو بسی کرم از لطف دلنوازش کرد

سؤال کرد یکی کی عزیز پیغمبر

به بذل و جود و سخا دست خالق اکبر

توکه به نامه او چشم خویش نگشودی

چه گونه این همه لطف و عطاش فرمودی

امام گفت فقیری که آبرو دارد

خجل شود چو به سوی کریم رو آرد

روا نبود که با آن عطای بسیارم

به قدر خواندن یک نامه اش نگه دارم

کسی که این همه آقایی و کرم دارد

فقیر را به برخویش محترم دارد

چرا به بازوی اطفال او زدند طناب

چه گونه دشمنشان برد سوی بزم شراب

چرا سه ساعت برروی پای استادند

به سوی راس پدر چشم خویش بگشادند

سکینه از غم و اندوه پاره شد جگرش

دمی که چوب جفا خورد برلب پدرش

سری که جان و تن عالمی به قربانش

کبود شد لب خشک و شکست دندانش

سلام بررخ بهتر زماه تابانش

سرشک دیده میثم نثار قرآنش

السلام ای زینت دوش حبیب

السلام ای زینت دوش حبیب

ناصر دین آیۀ فتح القریب

السلام ای پیرهن غارت شده

زنده دین حق ز ایثارت شده

السلام ای آنکه دندانت شکست

سنگ، بر پیشانی ات از کین نشست

السلام ای کُشتۀ دور از وطن

جسم پاکت مانده بی غسل و کفن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه