بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 38

صفحه 38

پیش چشمم پرپرت کردند و من پرپر زدم

آمد محرّم نبض عالم ایستاده

آمد محرّم نبض عالم ایستاده

از حرکتش حتّی زمین هم ایستاده

ما پیرو دستور «فابک للحسین» یم

بر آفتاب دیده شبنم ایستاده

وقتی که پا در این حسینیّه نهادم

بر تو سلام از دور دادم ایستاده

جارو کش فرش عزایت جبرئیل است

فرشی که رویش عرش اعظم ایستاده

دم : «یا حسین» و بازدم : «جانم حسین» است

نامت میان نوحه و دم ایستاده

پیش خدا روز قیامت سربلند است

هر کس که پای تو مصمّم ایستاده

باید یزیدی های این امّت بدانند !

که شیعه در خط مقدّم ایستاده

وَ الله که از هر عذابی در امان است

سینه زنی که زیر پرچم ایستاده

از بس «أنا العطشان» تو خورده به گوشش

از جوشش خود چاه زمزم ایستاده

ده روز دیگر خواهری در بین گودال

پهلوی جسم نامنظّم ایستاده

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم

اذن دق الباب این خانه برای ما بس است

استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم

پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم

قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم

همت توبه به درگاه خدا را خواستم

از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه

دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم

هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما

یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم

کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که

هردعایی کردم اول کربلا را خواستم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه